بررسی موسيقی Chuck Schuldiner (قسمت پنجم)

 


چاك شلداينر كه در همه آثار خود همچون يک پيشگو سخن می گويد، در اين آلبوم، همانند مجموعه آوای پايداری به صراحت از Deja-Vu، پديده ای كه انسان در حالتی ترديد آميز گمان می برد واقعه يی جاری را در گذشته ديده بوده است، نام می برد. گرچه پزشكان به او و خانواده اش اميد بهبودی می دهند، گويا چاك به راستی از سرنوشت خود آگاه است كه تصميم می گيرد كنسرت بزرگی در لس آنجلس برگزار كند و از همه آلبومهايش، قطعاتی را برای هوادارانش بنوازد. در اين كنسرت آخر، چاك حتی قطعاتی از آلبوم نخست خود اجرا می كند. در روزهای بعد حال او به شدت به سمت بدتر شدن پيش می رود. شيمی درمانی و معالجات معمول سرطان اثری ندارند. مادرش تصميم می گيرد نوعی معالجه سنتی با گياهان دارويی را در پيش بگيرد. معالجه سرطان در ايالات متحده بسيار گران است و خانواده شلداينر همه دارايی خود را صرف مداوای چاك كرده اند.
در شرايطی كه موسيقی بی مايه و سطحی عوام پسند، دلارها را به جيب كمپانی ها، صاحبانشان و شبه هنرمندانی كه محبوبيتشان از عمر كوتاهی بر خوردار است جاری می كنند، امپراتور دث متال بيمار و با فقر دست به گريبان است.



كليه دوستداران او از همه جای دنيا كمكهای مالی می كنند و دوستانش نيز از جمله استيو دی جورجو، الكس وبستر، جك اوون، بارنی گرينوی، گروه مورتيشن و خيلي های ديگر نيز در اين كمكها سهيم اند. تستامنت Testament ، اگزوداس Exodus ، فلوتسم اند جتسم Flotsam & Jetsam، سادوس Sadus و اس.او.دی S.O.D به همراه چند گروه ديگر كنسرتی به نفع چاك تدارك می بينند. اين همه كمك مالی و روحی، و حتی روحيه سترگ خود چاك، نمی توانند بر تومور بد خيم مغز پيروز شوند و سر انجام در عصر روز سيزدهم دسامبر 2001، ساعت 16، در حاليكه تامپای فلوريدا را هوايی مه آلود و خاكستری رنگ در بر گرفته بود، چاك شلداينر، امپراتور دث متال، پس از مبارزه ای طولانی و حزن آور با تومور بدخيم مغز، سرانجام به سرنوشتی كه معتقد بود همچون حقيقتی در پس پرده سردرگمی ها او را انتظار می كشد، پيوست. بزرگ شاعر و فيلسوف دنيای متال، عبور برای يافتن نيمه حقيقی خود را از سالها قبل در اشعارش منعكس كرده بود.
مرگ او نه تنها دنيای متال، كه موسيقي مدرن را سوگوار و سياهپوش می كند و اشك از چشمان بسياری از هنرمندان و هنردوستان دنيا جاری می سازد.
يك نكته:
چاك، در پاسخ به مهيار مهی الدين، مترجم ايرانی كه اشعار او را ترجمه و منتشر كرد و برای خود او نيز نسخه ای از كتاب را ارسال كرد، پاسخی سرشار از عطوفت به همراه يك جعبه پر از هدايا و چهار CD از آلبوم هايش فرستاد.
پاپان

منبع: ماهنامه گلسـتانه

/ 5 نظر / 11 بازدید
احسان

baba damet garm ,omran hich kas natone injori az ye musician etelaat jam kone , be karet edame bede ,omidvaram ye rozi har kasi khast darbareye <

Satan's Son

از لينکت ممنون، منم همين روزا لينکت می کنم، در ضمن بيا سراغ متاليکا!

niki

سلام بابا معروف کيه؟ معروف چيه؟ ما هميشه مطلب شما رو دنبال می کنيم.سر ميزنيم.;)

هادی METALLICA

سلام حميدجان. وبلاگ باحالی داری.از اينکه به وبلاگم اومدی و ازبابت لينک خيلی ممنون. در اولين فرصت حتما ميلينکمت....

Forgotten Shadow

سلام.خيلی خوشحالم که بر خلاف خيلی از دوستان منبع نوشته ات رو ذکر کردی.باور کن اين خودش خيليه. بعد هم ممنونم که به بلاگ من هم سری زدی.انقدر بلاگهای پربار درباره موسيقی و گروه مورد علاقم هست که ديگه لازم نمی بينم(يعنی جرات نمی کنم) من هم بخوام دراينباره چيزی بنويسم!و در آخر هم اينکه از الان به فکر ۱۳ دسامبر باشيد:)يک حرکتی داشته باشيم!:) موفق باشی.