بررسی موسيقی Yngwie Johan Malmsteen (قسمت چهارم)


پس از آمدن به آمريكا در 19 سالگی، در سال 1983 كار ضبط، طوری پيش می رفت كه خوابش را هم نمي ديدم. احساس خيلي خوبی داشتم، تنها به خاطر اينكه استوار ايستاده بودم و در موسيقی آزادی كامل داشتم و نتيجه آن تعدادی آلبوم Hard Rock بسيار متأثر از باروك بود كه نسبتا خوب از آب در آمد. گرچه از موسيقی يی كه در آن زمان ساخته بودم راضي و خوشحال بودم، هميشه در پس ذهنم تصويری از آن قطعه كلاسيكی بود كه خودم آنرا نوشته باشم و توسط يك اركستر كامل و Choir اجرا شده باشد. اين فرصت دست نداد تا سال 1996 كه بطور جدی برای ساخت اين قطعات وقت گذاشتم، مقدار زيادی نت كلاسيك در ذهن داشتم ولی آنها را روی كاغذ نياورده بودم. آنها را از گوش كردن بسيار دقيق به دست آورده بودم. من هميشه به وسيله گوشهايم می نوازم!!!

اساسا من بداهه نوازی می كردم تا به تم خوبی برسم، تا پيوستگی و پيشرفت آكورد حاصل شود. از خوش شانسی يك استوديوی Multitrack داشتم كه كار ضبط نسخه های اوليه Demo را آسان می كرد و خوشبختی بزرگترم يك نوازنده بزرگ كيبورد بنام متس الاسن Mats Olausson در گروه ام بود، ساعات نامحدود و غيرقابل شمارش را با من در استوديو می گذراند. من آنها را می نوشتم و Mats آنها را با كيبورد برگردان مي كرد. مثلا من می گفتم:( اين قسمت را با صداي ويولن سل بزن) من آنها را با دهان می زدم يا با گيتار می نواختم. سپس می رفتم سراغ هارپيسكورد، كنترباس، ويولن ها، فلوت، ترمبون، ابوا، تيمپانی،Choir و... اين كار تقريبا سه ماه طول مي كشيد و در حين كار ايده های جديدی به ذهنم می رسيد، بندها مورد تجديدنظر قرار می گرفتند يا تغيير مي كردند، گامها تغيير مي كردند، تم های اصلی چيز ديگری مي شد، تم های جديد و ملودی ها زيرورو می شدند، و همينطور كار پيش می رفت. در طول اين همه ديوانگی، Mats صميمانه در كنارم بود و به اين خاطر عميقاً از او تشكر می كنم. زمانی كه ساخت من در حال كامل شدن بود، مرحله منطقی بعدی تهيه نسخه يی بود كه تمام قسمتها را برای سازها،Choir و...نشان بدهد. زمانی كه مشغول ضبط يكي از آلبومهايم بودم، Mats خارج از كشور بود، برای چند قطعه به يك نوازنده كيبورد نياز پيدا كردم. ديويد رزنتال David Rosenthal به من پيشنهاد شد. قبلاً راجع به او شنيده بودم، از او برای همكاری دعوت كردم. او به استوديوی من آمد و عالی نواخت. او بسيار خوب پيش رفت و از او خواستم به ايده هاي من برای قطعات اركسترال گوش دهد. پس از اينكه آنها را برايش نواختم گفت او كسي است كه می تواند آنها را بازنويسی كند. او آنها را براي تمام سازها و Choir نوشت و يك نسخه سينتی سايزری ضبط كرد و من تمام قطعات گيتار را دوباره ضبط كردم، و خوب از كار در آمد. مرحله بعدی پيدا كردن يك رهبر و يك اركستر خوب بود. به نظر می رسد در حيطه موسيقی كلاسيك، اكثر رهبرها و اركسترهای خوب، سالها در وضعيتی مترقی و پيش رفته بي كم و كاست پابرجا مي مانند. هنگاميكه در يك تور يوئل لوی Yoel Levi، رهبر اركستر سمفوني آتلانتا را ملاقات كردم، به دموی قطعات من گوش کرد و به شدت تحت تأثير قرار گرفت. او نوازندگی من را از طريق پسرش می شناخت و براي اين پروژه بسيار مشتاق و علاقه مند بود.
در ژوئن 1997، سوار هواپيما شدم به شهر زيباي پراگ پرواز كردم تا تمرين برای اجرا و ضبط را آغاز كنم. Pony Canyon، شركت ضبط و توزيع ژاپنی ام، رابطه نزديكی با اركستر فيلارمونيك چك داشت. پس از گفتگو با تعداد زيادي اركستر ديگر، تصميم گرفتيم تركيبی از نوازندگان، سالن كنسرت ( كنسرت هال) و تسهيلات ضبط با كيفيتی بالا گرد آوريم تا بتواند نيازهای ما را به بهترين شكل بر آورده سازد.
ضبط موقعيت بی نظيری برای من، اركستر و مهندسين بود. همه چيز عالي پيش رفت. پس از پايان ضبط اركستر. به ميامي Miami برگشتيم تا قسمتهای گيتار را ضبط كنيم و آلبوم را ميكس كنيم. نتيجة كار، وحشيانه ترين آرزوهايم را فرا برد. رويايم درست از آب در آمد...

پاپان
منبع :ماهنامه گلسـتانه

/ 7 نظر / 4 بازدید
hadi hetfield

سلام حميدجان...ايول کلی حال کردم...از بابت لينکم خيلی ممنون...چاکريم...بای

حميد

سلام هادی. خواهش می کنم. قابلت رو نداشت.

niki

salam ...ajab webloge bahali dari.behet link dadam.toam be ma link bede. be ma ham sar bezan. damet garm kheili karet doroste ;)

محمد

سلام مطالب جالبی داری حال کردم ادامه بده ... خودتم گيتار ميزنی؟

حميد

مرسی محمد جان که سر زدی، شما لطف دارين. يه پتو پوتی هم می کنم با آکوستيک البته. ولی نه در حد يه گيتاريست صرفا برای تفريح.

niki

man behetoon link dadam. hame chiz dar dastane man shoma hastid ;)

niki

mizaramesh ... all within my hands ...age khastin behem begin ke avazesh konam .faghat behem begin ke chi bezaram esmesho. merc ke sar zadid.