بهترین رویه و روال تمرین چیست؟

 

من سالها پیش نواری از صحبتها و کارگاه Steve Vai که در Musicians Institute ضبط شده بود را نگاه کردم. او در حالی که می نواخت، می گفت که شما باید روزی 12 ساعت تمرین کنید! باید این چیز را برای x ساعت تمرین کنید، سپس آن یکی را برای y مدت، بعد هم دیگری را برای z دقیقه، گیتار باید تنها چیزی باشد که اهمیت دارد. چی؟ فکر کنم یه چیزی رو متوجه نشدم! مگه پادگان نظامیه؟ منظورم اینه که… می تونم بگم؟ نواختن گیتار می تونهمفرح باشه؟

اگر من چنین نگرش خشک و فولادی را به عنوان الگو در زمانی که وارد این کار شدم می داشتم، احتمالا ً گیتار را رها می کردم. دچار سوء تفاهم نشوید، من Steve Vai را دوست دارم، او واقعا ً یک نوازنده فوق العاده است و ایده ها و بینشهای زیادی هم دارد. اما شما Steve Vai نیستید. چیزی که برای او نتیجه بخش است احتمال دارد برای شما نتیجه بخش نباشد و بالعکس. مطمئنم سر این موضوع من و او با هم توافق داریم. و حقیقت مهم دیگری در مورد متعادل کار کردن:

اینکه چی و چگونه یک شخص تمرین می کند در طول زمان تغییر خواهد کرد، همانطور که سطح نوازندگیش تغییر می کند. بنابراین، آنچه که من یا Steve Vai یا هر کس دیگری اکنون تمرین می کند ممکن است چیزی که شما در زمان حال، باید تمرین کنید نباشد.

پس چه برنامه تمرینی برای شما بهترین است؟ آن برنامه ای که با هدفهای خاص شما، علائق خاص شما، خلق و خو و روحیه شما و سطح فعلی نوازندگیتان متناسب باشد. البته این مسئله پیچیده تر از ان است که بشود در یک فرمول ساده و کلی به آن پاسخ داد.

نمی توان هیچ پاسخ قطعی برای این سئوال پیدا کرد. با این وجود، می توانم رهنمودها و خط مشهای ابتدائی و اصولی را به شما نشان بدهم و آنچه خود انجام داده ام را برایتان بازگو کنم. سپس می توانید قطعات کار خود را کنار یکدیگر گذاشته و برنامه خاص تمرین خود را تدوین کنید.

دستورالعملهای ضروری:
تنوع را در تمریناتتان رعایت کنید تا گرفتار یکنواختی و خسته شدن نشوید. اصلا ً مهم نیست که یک چیز چقدر جالب است، همگی ما دارای حد و مرزی در مقابل خستگی هستیم. به همین خاطر، باید در حفظ تعادل بین نواختن موسیقی از یک سو، و انجام تمرینات سخت از سوی دیگر، بکوشید. شاید بهترین راهنمائی این باشد که به آنچه برایتان ثمر بخش است توجه و آنرا دنبال کنید.

در حالی که این کارها را انجام می دهید، ایده ها و شیوه های جدید را هم به برنامه تان اضافه کنید؛ آنچه را دوست دارید نگه دارید و آنچه را نه کنار بگذارید ( این اصلا ً بدین معنا نیست که چیزهای اساسی و بنیادی را که باید یاد بگیرید به دلیل سختی آنها در ابتدا، کنارشان بگذارید. بلکه منظور اینست که به دنبال چیزهایی که با علائق و خواسته هایتان منطبق هستند بروید. یک برنامه شخصی تمرین چیزیست که در طول زمان تکامل پیدا می کند.

خلاصه مطلب:

کاملا ً درسته! خیلی خوبه از کسانی نصیحت بگیرید که قبلا ً در جایی که شما قصد رفتن بدانجا را دارید بوده اند.
این مسئله ای ارزشمند است. اما در عین حال توجه داشته باشید که شما شخص دیگری هستید، و مقصد شما در نهایت کمی متفاوت از هر کس دیگر خواهد بود. بنابراین، تنها شما می توانید دقیقا ً بگوئید چه و چگونه باید تمرین کنید.

در مواقعی نیاز دارید که به غرایز خود اطمینان کنید. به طور کلی، من می توانم بگویم که باید مقداری تنوع و توازن در تمرینتان داشته باشید و دیگر اینکه خودم شخصا ً چه کار کرده ام. می توانید ایده های مرا بگیرید، آنها را امتحان کنید، آنهائی که برایتان مناسب است را بپذیرید و به کار ببندید و آنهائی را که نه کنار بگذارید. در طی زمان برنامه تمرینتان با نگهداشتن چیزهائی که دوست دارید و کنار گذاشتن آنهائی که دوست ندارید متکامل تر می شود.) برنامه تمرین Troy Stetina در مطلب بعدی ارائه خواهد شد

 

با تشکر از میثم محمدی و سایت گیتار برای همه

/ 5 نظر / 18 بازدید
سمیرا

ای کاش همیشه در قصه ها زندگی می کردیم . ای کاش زندگی ما در قصه ای شیرین و زیبا خلاصه می شد.قصه ای که در آن غم و غصه و کینه راه نداشت . قصه ای که در آن غم و جدایی نبود قصه ای که فقط مهر و عاطفه و لبخند وجود داشت و همراش شادی و نشاط بود .ای کاش زندگی ما هم مانند همان قصه مادر بزرگ با یکی بود یکی نبود آغاز می شد و در زیر گنبد کبود با خیرو خوشی به پایان می رسید . قصه های مادر بزرگ همیشه خوشی و شیرینی داشت و در قصه هایش همیشه از قهر و جدایی آشتی ِ عشق و عاشقی و جشن و سروریکه بر پا بوده صحبت می کرد . ای کاش من در همان قصه مادر بزرگ زندگی می کردم و خوشبختی را با تمام وجود لمس می کردم . ولی افسوس ..... [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مهرگیاه

سلام اول از همه مبارک باشه(با یه روز تاخیر!). بعد این که خیلی خوشحالم که داری ادامه می دی [چشمک]. راستش به نظر من حرف هر دوشون یکی بود. ولی قابل قبوله که هر کی هرقدر هم قوی بشه و بازم مثه قبل قوی تمرین کنه بهتر و بهتر می شه و به يه نقطه ي ثابت نمي رسه. Keep Moving Forward موفق باشي

Godware

مسلمن، مطمینن و الزامن ابر-انسانی مثل ستیو وای "باید" روزی 12 ساعت تمرین داشته باشه تا بتونه جاودانه ای با نام For The Love Of God رو بسازه! این اعجوبه از تک تک سلول های بدنش برای ساخت چنین آهنگی استفاده کرده! یکی از آرزوهای من دیدن روزی ست که بتونم این آهنگ رو بنوازم! در خصوص برنامه ی تمرینی من به هیچ وجه صاحب نظر نیستم ولی می تونم تا حدی حرف شما رو تایید کنم. درسته این خود ما هستیم که در آخر تصمیم میگیریم چه هدفی رو باید دنبال کنیم نه نظریه ی اشخاصی مثل Steve Vai . شب خوش.

Yashar

عالی بود. [دست][گل]

فاطمه

واقعا عالی بود . دقیقا راهش همینه . موفق باشید .