همه چيز در دستان من بوسيله پرچم سفيد |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
بررسی موسيقی Ozzy Osbourne (قسمت اول)
بررسی دقيق موسيقی Ozzy Osbourne به تفکيک سال:

سال ۱۹۴۸ الی ۱۹۶۶
John Michael Osbourne جان مايکل آزبورن در سوم سپتامبر سال ۱۹۴۸ در بيرمنگهام انگلستان چشم به جهان گشود. پدرش John Thomas Osbourne جان توماس آزبورن ابزارسازی حرفهای و مادرش Lillian در کارخانه اتومبيل سازی لوکاس مشغول بکار بودند. او دو برادر به نامهای Paul و Tony و سه خواهر به نامهای Jean، Iris و Gillian دارد. مايکل وقتی به مدرسه میرفت نام مستعار Ozzy را برای خود که مخفف نام فاميلیاش بود، انتخاب کرد. آزی در خانوادهای فقير متولد شد تا حدی که برای خريد لباس پول کافی نداشت. در حقيقت در مصاحبهای که اخيراْ با وی شده اظهار داشت: "من در آن سالها فقط يک پيراهن، يک شلوار و يک ژاکت داشتم." آپارتمانی که در آن با خانوادهاش زندگی میکرد فاقد لولهکشی داخلی بود و حتی حمام هم نداشت. او با همه ۵ برادر و خواهرش تنها بروی يک تخت میخوابيد!
وقتی که ۱۵ سال داشت ترک تحصيل کرد و شروع به کار لولهکشی نمود. او مدت زيادی در اين کار نبود و در کشتارگاهی در همان شهر، مشغول به کار شد و تا حدی در اين کار پيشرفت کرد که میتوانست در يک روز چندين راس گاو و گوسفند را سر ببرد و تمام احشاء آنان را تخليه نمايد. بعد از اينکه چند ماهی در آنجا ماند تا حدی از آن کار يکنواخت، خسته شد و تصميم گرفت تا کار مادرش را دنبال کند. مادرش در شرکت لوکاس بوق ماشينها را امتحان میکرد. اين کار برای آزی جزو نخستين تاثيرات موسيقيائيش محسوب میشود! دستمزد اين کار بسيار ناچيز بود و نمیتوانست او را راضی نگه دارد پس تصميم گرفت از راه تبهکاری به پول برسد.
او شروع به دزدی از خانهها و فروشگاههای کوچک لباس نمود. بهرحال بخاطر ناشی بودنش و بجا گذاشتن اثر انگشت در حين دزدی به دام پليس افتاد. حکمی که قانون برای وی در نظر گرفته بود، ۶ هفته حبس در زندان Winson Green بود. در طول اين ۶ هفته بازداشت به يک سوزن و باريکهای از گرافيت دست يافت و در همان موقع بود که خالکوبی معروف O-Z-Z-Y را بين بند انگشتان دست چپش نگاشت. کلمه thanks را بر کف دستش و يک صورت خوشحال بروی زانوهايش تتو کرد.
سال ۱۹۶۸ - ۱۹۶۷
آزی همانند طفل کوچکی عاشق موسيقی گروه Beatles بيتلز بود و هميشه از چگونگی فرمانروائی آنان در موسيقيشان در شگرف میماند. تنها آرزوش اين بود که بتواند روزی مانند آنها باشد. در خيابانها راه میرفت و بدنبال کار میگشت تا اينکه دوست قديمیاش را که گروهی بنام Approach داشت، ملاقات نمود. اين گروه خواننده نداشت. آزی فرصتطلب که شرايط را برای تحقق بخشيدن به آرزوهايش مساعد میديد اعلام کرد که: "من خواننده هستم." پس به خانه رفت و ۵۰ دلار از پدرش پول گرفت تا يک آمپلیفاير و يک ميکروفن خريداری کند. Approach بيشتر موسيقی ريتميک را دنبال میکرد و چيز جالبی برای آزی محسوب نمیشد. پس گروه را ترک کرد و به گروه ديگری بنام Music Machine پيوست. ديگر او هم کار داشت و هم در جهت رسيدن به آرزوهايش گام برمیداشت. در همين موقع بود که بهمراه يکی از دوستانش بنام Terrance Butler (که اکنون معروف به Geezer میباشد) گروهی به نام Rare Breed تشکيل دادند. آنها در گروه موفق به ضبط اثری نشدند پس اين پروژه هم نيمه کاره ماند. سپس اقدام به چاپ آگهی در روزنامه محلی شهر نمود. متنی که بعنوان آگهی در روزنامه به چاپ رسيد اين بود: آزی - خواننده - به دنبال گروه میگردد.
در گوشهای ديگر از شهر دو مرد جوان با نامهای Bill Ward و Tony Iommi گروهی را با نام The Rest تشکيل داده بودند که بعدها به Mythology تغيير يافت. تونی اين آگهی را در روزنامه ديد و با خود فکر کرد که: "اين نمیتونه همون آزیای باشه که وقتی بچه بوديم با من همبازی بود." پس به سمت آدرس اعلامی آزی رفت و مطمئن شد که او همان آزی است. آنها گروهی را بنام Polka Tulk تشکيل دادند. اسم Polka Tulk الهام گرفته شد از قوطی پودر تالکام که آزی آنرا در حمام ديده بود. گروه آرام آرام شروع به استخدام نوازدگان ديگر نمود که سرانجام شامل ۶ عضو گرديد: Ozzy Osbourne، Bill Ward، Geezer، Jimmy Phillips و Clark. آنها سبک Blues/Jazz را برای خود برگزيدند. اما فيلیپس و کلارک اين سبک را نمیپسنديدند، پس هردوی آنها از گروه خارج شدند. چندی بعد نام گروه به Earth تبديل يافت.
بعد از تثبيت شدن نام جديد گروه، اتفاق جالبی برای آنها افتاد. از گروه اشتباهاْ دعوت شد تا در يک مهمانی رسمی به اجرای آهنگ با لباس رسمی مردانه بپردازند. مسئولين برگزار کننده اين مهمانی گروهی که آزی در آن عضو بود را با گروه Earth ديگری اشتباه گرفتند و آنها به اشتباه وارد مهمانی شدند. بهرحال برنامه توسط گروه آزی اجرا شد ولی چيزی نبود که نظر دعوت شدگان پولدار را جلب نمايد.
سال ۱۹۶۹
گروه اندک اندک به رسميت شناخته شد و اما نه آنطوريکه انتظار میرفت. ديگر آنها به جائی رسيده بودند که میتوانستند در تورهای کوچک ولی با سود خيلی کم شرکت کنند. در مصاحبهای که اخيراْ با تونی ترتيب داده شده او از آن روزها به بدی ياد میکند و میگويد آزی در حين تمرين پابرهنه بود، چون واقعاْ قدرت خريدن کفش جديد را نداشت.
يک روز فيلم ترسناکی در تئاتر محلی شهر با نام Black Sabbath اکران شد. Geezer اين فيلم را ديد و با خودش گفت: چرا مردم برای اينکه بترسند پول خوبی میدهند؟ او پيش دوستانش برگشت و موضوع را با آنان در ميان گذاشت که تصميم به عوض کردن نام گروه و سمبل خود نمودند. آنها نام Black Sabbath را برای خود برگزيدند و تبديل به يک گروه جديد شدند. گروه شروع به اجرای برنامه در کلوپهای کوچک نمود تا از اين کار سود اندکی نصيبشان گردد. در همين اثنا Jim Simpson بعنوان مدير وارد گروه شد و رهبری گروه را بعهده گرفت. جيم با همکاری گروه اقدام به ضبط دموئی شامل ۵ آهنگ نمود و نام آنرا For Jim نهاد. در اين آلبوم آنها فقط در سبک Jazz کار کردند. دو آهنگ از اين آلبوم به نامهای The Rebel و A Song For Jim از شهرت بيشتری نسبت به آهنگهای ديگر برخوردار شدند و مورد توجه منتقدان قرار گرفت. در همين راستا آنها بعداْ اقدام به انتشار ويدئويی با نام The Black Sabbath Story, Vol 1 نمودند. حالا ديگر در کلوپهای بيشتری به اجرا میپرداختند اما موسيقی آنها همچنان مورد پسند حاضرين قرار نمیگرفت. حتی تماشاچيان با هم درباره اينکه موسيقی آنها جذابيتی ندارد صحبت میکردند.
يک شب آزی تصميم گرفت که از صورت تا انگشت پاهايش را برای اينکه جلب توجه کند به رنگ بنفش درآورد! او اين کار را انجام داد. واقعاْ مسخره بود ولی کارساز واقع نشد. يکی از مشکلاتی که آنها اين بود که صداها در آهنگ خيلی کم بود و شنونده با زحمت متوجه صداها میشد و آنها را از هم تشخيص میداد و بطور کلی تفکيک صداها از هم کار دشواری بود. پس اقدام به زياد کردن صداها و بالا بردن ولوم نمودند که تا حد زيادی مستمرثمر واقع شد.
سال ۱۹۷۰
جمعه، ۱۳ فوريه بود که اولين آلبوم رسمی گروه با نام Black Sabbath منتشر شد. ضبط اين آلبوم تنها ۸ ساعت به طول انجاميد و ۱۲۰۰ دلار صرف توليد آن گرديد. آزبورن سر از پا نمیشناخت و شادمان از انتشار اين آلبوم نسخهای از آن را برای پدرش برد تا به پدرش بگويد: "نگاه کن بابا، اين منم." ولی پدرش توجهی به آن نکرد! شرکتی که ضبط اين آلبوم را بعهده داشت برای آنها نقشهای کشيد. آنها تصميم گرفتند که در ميان لوگوی آلبوم شعری را قرار دهند. گروه هيچ مخالفتی برای کاری که آنها میخواستند آنجام دهند، نداشتند و آن شعر اين بود: هنوز باران میآيد. نقاب تاريکی، ريشههای درخت را میپوشاند که باعث آن، بیحرمتیهاييست که قبلاْ ديده نشده است.
با انتشار اولين آلبوم، توليد کارهای تصويری توسط گروه بالا گرفت. آنها در تصاوير به نمايش عجوزهها و شياطين پرداختند که بسرعت علاقمندان به خودش را مجذوب نمود. يک شب از گروه درخواست شد تا در يک عروسی شيطانی به اجرا بپردازند. گروه از شرکت در آن مجلس امتناع نمود و آن عجوزهها تصميم به طلسم نمودن آنها گرفتند و همه اعضاء تحت تاثير آن قرار گرفتند. پدر آزی پس از شنيدن اين موضوع از پسرش شروع به ساخت صليبی از جنس آلومينيوم برای هر چهار نفر اعضای گروه نمود که روحهای شياطين را از آنها دور سازد. Bill Ward میگويد: توماس (پدر آزی) تنها کسی بود که میتوانست صليبهای اصلی و بکری بسازد. آزی هم اکنون ۱۴ صليب از همان جنس را در کلکسيون خود نگهداری میکند.
گروه در ماه اکتبر دومين آلبوم خود را با نام Paranoid عرضه نمود. اين آلبوم طی چهار روز ضبط شد. آنها نام اين آلبوم را War Pigs گذاشته بودند اما در آخرين لحظات نام آن به Paranoid بوسيله شرکت Vietnam War که ضبط اين آلبوم را بعهده گرفته بود، تغيير يافت. آهنگ برجسته Paranoid در آخرين دقايقی آنها در استوديو حضور داشتند ضبط شد. آلبوم تبديل به شماره يک شد و آنها يکباره به موفقيت رسيدند. بعد از کسب اين موفقيت آنها رسماْ اجازه دادند که جيم مديريت آنها بطور جدی عهدهدار شود. جيم هم متعاقباْ از نظر تجاری برای گروه مفيد واقع شد. در دسامبر، اولين آلبوم آنها (Black Sabbath) تازه به امريکا بوسيله شرکت Warner Brothers راه يافت.
آنها اندک اندک پس از طی راههای دشوار برای تشکيل گروه و آهنگسازی متفاوت به رسميت شناخته شدند و عده کثيری بعنوان طرفدار، آنها را مورد علاقه خود ناميدند.
بله، آنها ديگر Black Sabbath بودند.

پايان قسمت اول...
| لینک | شنبه ۱ اسفند ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی |

