بررسی موسيقی Phil Collins (قسمت اول)   


Philip David Charles Collins معروف به Phil Collins فيل کالينز در ۳۰ ژانويه سال ۱۹۵۱ در شهر لندن متولد شد تا يک درامر حرفه‌ای شود که در تحقق آن هيچ شکی نيست. تنظيم زمان، سرعت درام زدن، احساس ريتمها و عشق به موسيقی، به او سبکی واحد و جنس صدائی جديد می‌دهد که بخوبی قابل تشخيص است. سازگاری بيش از اندازه کالينز با سبکهای مختلف موسيقی، به او قدرت انتخاب در اجراهايش را می‌دهد.
اولين طبل را پدرش وقتيکه ۵ ساله بود برايش خريد که تکه حلبی پرسرو‌صدا بود! و اولين درام مناسب را وقتيکه ۱۲ سال داشت، صاحب شد. در آن روزها بخاطر شوق وافری که به درام و بطور کلی به موسيقی داشت، بسرعت پيشرفت کرد. در جلوی آينه و يا با صدای تلويزيون، همراه با هر موسيقی‌ای که می‌خواست، بخوبی می‌توانست همنوازی کند. فيل کالينز با استعداد ذاتی‌ای که داشت، حتی در مدرسه‌ای که در آن درس می‌خواند، اجراهائی عالی به معرض نمايش ‌گذاشت تا اينکه بزودی در West End انگلستان و در تالار موسيقی Oliver تبديل به يک درامر مشهور شد.

او بسرعت گروهی تشکيل داد و نام آنرا The Real Thing نهاد و در آن به نواختن درام پرداخت. او تقريبا با هر کسيکه شرائط او را داشت همنوازی می‌کرد و سرانجام به گروه Freeholdafter پيوست که توجه آنها را نيز جلب نمود و تبديل به تنها کسی شد که می‌توانست جوابی برای آهنگهای آنها داشته باشد. کالينز در اين گروه اولين آهنگ خود را ساخت که شروع کار موفق او محسوب می‌شود.
بعد از مدتی، او به پشتيبانی John Walker از شرکت The Walker Brothers و به کمک دوست گيتاريستش Ronnie Caryl گروهی را بنام Hickory تشکيل دادند. آنها سريعاْ اعتماد به نفس خود را بدست آوردند و آلبومی مفهومی با نام Ark II را عرضه کردند. بعداْ نام گروه به Flaming Youth تغيير يافت. آلبوم Ark II در لندن بهترين شد و مورد لطف مطبوعات قرار گرفت. اما موسيقی خوب آنها با سليقه دوران آن زمان لندن سازگار نبود و بزودی منتهی به فقدان موفقيت تجاری شد. بله، آنها شکست را پذيرفتند!
در آن زمان برای جواب به ديگر سازندگان موسيقی که اين‌بار از يک گروه جوان و ستيزه‌جو با نام Genesis سرچشمه می‌گرفت، مجبور به ترک گروه شد. Genesis در بالا و پائين کشور و بدون هيچ موفقيتی به اجرای زنده می‌پرداخت. آنها در پی اين شکستها تصميم به تعويض درامر ضعيف خود گرفتند که جايگزين وی کسی نبود جز فيل کالينز.
نواختن بعد از مدتی با يک درام ۴ تکه و با همکاری Ronnie Caryl بعنوان گيتاريست راه آنها را مشخص نمود. جنسيس بزودی متوجه سود زيادی که از جانب درامرشان (فيل کالينز) به آنها رسيده بود، شد. بيشترين نياز آنها احساس رضايت و اشتياق نامحدود برای اجراهايشان بود که مانند نيروی جديدی به گروه تزريق می‌شد. بر اساس گفته Tony Banks: "کالينز فراتر از يک موسيقيدان خوب در گروه بود." سپس با ورود Steve Hackett بعنوان گيتاريست در گروه، آنها پنجمين عضو خود را استخدام نمودند.

پايان قسمت اول...

لینک
سه‌شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی