همه چيز در دستان من بوسيله پرچم سفيد |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
بررسی موسيقی Roger Waters (قسمت سوم)
پيرو انتشار آلبوم The Final Cut، گروه پينک فلويد از هم گسسته شد و اعضاء هريک برای خود مسير جداگانهای را انتخاب کردند. واترز در آوريل سال ۱۹۸۴ به جهت قدرتنمائی در برابر اعضای ديگر گروه بسرعت آلبوم انفرادی ديگری با نام The Pros and Cons of Hitchhiking با جنس موسيقيائی جديد و سبکی تازه، اما با همان شيوه قديمی زنجيره وار بودن آهنگها به عرصه موسيقی بازگشت که تبديل به آلبوم موفقی شد. بعد از اين واترز باردگر دست به توليد اثری جديد در ژوئن سال ۱۹۸۷ با نام Radio K.A.O.S زد. از جمله آهنگهای موفق اين آلبوم میتوان به Radio Waves و The Tide is Turning اشاره نمود. بعد از انتشار اين آلبوم، راجر ترتيب تور گستردهای را در سرتاسر قاره اروپا داد. در همين اثنا ديويد گيلمور آلبوم سولوی خود را با نام About Face در فوريه سال ۱۹۸۴ منتشر کرد. اما گيلمور احساساتی، بعد از انتشار اين آلبوم بصورت انفرادی، دلسرد شد و از ريچارد رايت و نيک ميسون برای تشکيل مجدد پينک فلويد، بدون راجر واترز درخواست مساعدت کرد. واترز پس از پيوستن سه عضو ديگر گروه به هم و تشکيل دوباره پينک فلويد بدون او اقدام به شکايت نمود و برای جلوگيری از ادامه فعاليت آنها حکم بازداشت آن سه را گرفت. اما سرانجام موفق به پس گرفتن گروهی که خودش آنرا تشکيل داده بود نشد. گيلمور، پينک فلويد را در غياب واترز رهبری نمود و بدنبال آن تورها و آلبومهائی نسبتا موفق توليد نمود (اما با فاصله بسيار از پينک فلويد دوران واترز).

راجر واترز در ۲۱ جولای سال ۱۹۹۰ بهمراه Michael Kamen مايکل کيمن، بزرگ موسيقيدان قرن، اقدام به اجرای کامل آلبوم The Wall در برلين آلمان با مشارکت ستارگانی همچون Bryan Adams برايان آدامز و گروه Scorpions و گيتاريست بزرگ انگليسی سبک بلوز Snowy White اسنوئی وايت نمود. ويدئويی از اين کنسرت باشکوه تهيه و در سرتاسر دنيا پخش شد. در سپتامبر همان سال اين ويدئو به مرحله فروش رسيد. راجر واترز خلاق و فعال در سپتامبر سال ۱۹۹۲ سومين، موفقترين و باشکوهترين آلبوم سولوی خود را با نام Amused to Death با همکاری Don Henley دان هنلی خواننده معروف گروه The Eagles عرضه نمود. بازهم همان شيوه سالهای دور خودش را در اين آلبوم ولی با قدرت و شکوه بيشتر اجرا کرد. نمادها و سمبلهايی که واترز در اين آلبوم استفاده کرده کاملا حرفهای است و شامل موضوعاتی مختلف اما در جريان آلبوم میباشد. اشعارش بيش از پيش شنوندههای حرفهایاش را به فکر فرو میبرد. نماد ميمونی که در حال تماشا کردن تلويزيون است، خود میتواند ذهن بيننده را مدتها به خود معطوف سازد. نکته قابل توجه در مورد اين آلبوم برگزار نشدن تور و حتی کنسرتی بعد از اين اثر است که شايد از نظر او از بار سنگين و مثبت اجرای استوديوئی و ايجاد آن فضاهای تکرار نشدنی در حين اجرای زنده کاسته میشد. واترز در طول دهه ۹۰ وقت زيادی صرف کار بروی اثر اپرای خود که در انگلستان و فرانسه توليد میشد، نمود. او بعد از گذشت حدودا ۱۲ سال در جولای و آگوست سال ۱۹۹۹ به برگزاری تور در آمريکا پرداخت. تور بعدی او با نام In the Flesh در تابستان سال ۲۰۰۰ به يکی از موفقيتترين اجراهای زنده او تبديل شد. اجرا بروی سنهای بزرگ و نمايش اسلايدها و تصاوير بزرگ در پشتسر گروه بروی پردههای بزرگ بر امتيازات اين تور و بطور کلی اجراهای زنده واترز میافرايد. در اين کنسرتها اسنوئی وايت بعنوان گيتاريست کمکی با او همکاری نمود. واترز بعد از آن به استراحت پرداخت. گرچه از سال ۲۰۰۲ به جمعآوری آثار و کارهای موفق خود تحت آلبومی پرداخت، اما بازهم اين امر در زمره کمکاريهای او قرار میگيرد. در ۱۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ با همکاری Jimmy Lenner و شرکت Columbia Records اقدام به ساخت دو آهنگ با نامهای To Kill the Child و Leaving Beirut نمود. نکته قابل توجه در انتشار اين دو آهنگ حضور پررنگ واترز بعنوان شاعر، خواننده، بيسيست و نوازنده کيبورد میباشد. گرچه او هيچگاه نتوانست گروه پينک فلويد را پس بگيرد اما او با انتشار آلبومهای بزرگ و دستنيافتنی (از نظر آهنگسازی) خط بطلانی بروی تمام گروههايی که ادعای تقليد از او و سبک او را داشتند، کشيد. با اينکه گيلمور توانست بعد از واترز در پينک فلويد دو آلبوم موفق در طی زمانهای طولانی ارائه دهد، اما جای واترز در اين آلبومها برای هميشه خالی ماند و او به راه خود ادامه داد.
پايان.
| لینک | پنجشنبه ٥ آذر ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی |

