بررسی موسيقی Phil Collins (قسمت دوم)   


Phil Collins فيل کالينز درام می‌زد، شعر می‌سرود، می‌خواند، آهنگها را تنظيم می‌نمود و بطورکلی به Genesis جنسيس برای تبديل شدن به يکی از بزرگان کمک می‌کرد. او همچنين فرصت پيوستن به گروه Brand X با سبک Jazz جز را که چندين آلبوم او را ضبط کرده بودند، بدست آورد. وقتيکه Gabriel گابريل در سال ۱۹۷۵ گروه را ترک گفت، مطبوعات و رسانه‌ها به سراغ موضوع دو نيم شدن جنسيس رفتند. البته اين قضيه نتوانست گروه را از هدف اصلی خود باز دارد و آنها همچنان به کار خود ادامه دادند
. در همين هنگام فيل کالينز سريعاْ تبديل به خواننده گروه شد و جايگزين گابريل گرديد و حتی فعالانه‌تر از او در گروه به کار خود ادامه داد.
ديگر کالينز تبديل به مهره اساسی و کارآمدی در گروه شده بود. در همان موقع آلبومهای A Trick of the Tail و Wind and Wuthering با مديريت کالينز منتشر شدند که آثار موفقی از آب درآمدند. نقش موثر و پررنگ کالينر برای توليد آنها به روشنی قابل درک است و او را تبديل به شماره يک گروه نمود. در سال ۱۹۸۰ برای سومين آلبوم انفرادی Peter Gabriel درام زد. نتيجه کار با او ساخت آهنگ استادانه In the Air Tonight بود که در ژانويه سال ۱۹۸۱ توليد شد. آهنگ تبديل به شماره ۲ انگلستان شد، همچنين در ليست ۲۰ آهنگ برتر آمريکا جای گرفت.

اولين آلبوم سولوی کالينز با نام Face Value عرضه شد و شايعه جدا شدن وی از جنسيس بالا گرفت، اما او واقعا قصد اين کار را نداشت. گروه تصميم به توليد آلبومی با مضامين سياسی گرفت بطوريکه دو جناح مورد بحث در آهنگها، راضی باشند و تفرقه‌ای ميان آنها و گروه نيافتد. اين آلبوم کالينز را به ستاره‌ای در گروه تبديل نمود. در نوامبر سال ۱۹۸۲ دومين آلبوم انفراديش با نام Hello I Must Be Going منتشر شد. آهنگ You Can't Hurry Love از اين آلبوم تبديل به شماره يک شد و او را به موفقيت‌‌های بزرگی رساند.
بنظر می‌رسيد که کالينز همه‌جا هست! او برنده جايزه گرمی بخاطر آهنگ Against all Odds گرديد. دومين گرميش را برای آهنگ Sussudio دريافت کرد. آلبوم بعديش با نام No Jacket Required در فوريه سال ۱۹۸۵ توليد شد و در ليست بهترين آلبومها قرار گرفت. در همان سال در استاديوم Wembley کنسرتی ترتيب داد و بعد از آن به قصد آمريکا پرواز نمود. جائی که او خيلی جای پيشرفت داشت و نتيجه مطلوبی برای او بهمراه داشت. در حاليکه نمی‌توانست معجزه کند، ستاره درخشان گروهش شد!
يکی از علايق او اجرا با ديگر هنرمندان است. فيل کالينز به اجرای مشترک با گروه Earth Wind پرداخت که حاصل آن آهنگ Easy Lover بود که در مارس سال ۱۹۸۵ تبديل به شماره يک انگلستان گرديد. همچنين براثر کار مشترکی که با Marilyn Martin در سپتامبر همان سال با نام Separate Lives داشت، اين‌بار شماره يک آمريکا شد و بالاخره در جولای سال ۱۹۸۶ در بيرمنگهام انگلستان اقدام به اجرای زنده با گيتاريست و خواننده بزرگ سبک بلوز Eric Clapton اريک کلپتون نمود.

پايان قسمت دوم...

لینک
پنجشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Phil Collins (قسمت اول)   


Philip David Charles Collins معروف به Phil Collins فيل کالينز در ۳۰ ژانويه سال ۱۹۵۱ در شهر لندن متولد شد تا يک درامر حرفه‌ای شود که در تحقق آن هيچ شکی نيست. تنظيم زمان، سرعت درام زدن، احساس ريتمها و عشق به موسيقی، به او سبکی واحد و جنس صدائی جديد می‌دهد که بخوبی قابل تشخيص است. سازگاری بيش از اندازه کالينز با سبکهای مختلف موسيقی، به او قدرت انتخاب در اجراهايش را می‌دهد.
اولين طبل را پدرش وقتيکه ۵ ساله بود برايش خريد که تکه حلبی پرسرو‌صدا بود! و اولين درام مناسب را وقتيکه ۱۲ سال داشت، صاحب شد. در آن روزها بخاطر شوق وافری که به درام و بطور کلی به موسيقی داشت، بسرعت پيشرفت کرد. در جلوی آينه و يا با صدای تلويزيون، همراه با هر موسيقی‌ای که می‌خواست، بخوبی می‌توانست همنوازی کند. فيل کالينز با استعداد ذاتی‌ای که داشت، حتی در مدرسه‌ای که در آن درس می‌خواند، اجراهائی عالی به معرض نمايش ‌گذاشت تا اينکه بزودی در West End انگلستان و در تالار موسيقی Oliver تبديل به يک درامر مشهور شد.

او بسرعت گروهی تشکيل داد و نام آنرا The Real Thing نهاد و در آن به نواختن درام پرداخت. او تقريبا با هر کسيکه شرائط او را داشت همنوازی می‌کرد و سرانجام به گروه Freeholdafter پيوست که توجه آنها را نيز جلب نمود و تبديل به تنها کسی شد که می‌توانست جوابی برای آهنگهای آنها داشته باشد. کالينز در اين گروه اولين آهنگ خود را ساخت که شروع کار موفق او محسوب می‌شود.
بعد از مدتی، او به پشتيبانی John Walker از شرکت The Walker Brothers و به کمک دوست گيتاريستش Ronnie Caryl گروهی را بنام Hickory تشکيل دادند. آنها سريعاْ اعتماد به نفس خود را بدست آوردند و آلبومی مفهومی با نام Ark II را عرضه کردند. بعداْ نام گروه به Flaming Youth تغيير يافت. آلبوم Ark II در لندن بهترين شد و مورد لطف مطبوعات قرار گرفت. اما موسيقی خوب آنها با سليقه دوران آن زمان لندن سازگار نبود و بزودی منتهی به فقدان موفقيت تجاری شد. بله، آنها شکست را پذيرفتند!
در آن زمان برای جواب به ديگر سازندگان موسيقی که اين‌بار از يک گروه جوان و ستيزه‌جو با نام Genesis سرچشمه می‌گرفت، مجبور به ترک گروه شد. Genesis در بالا و پائين کشور و بدون هيچ موفقيتی به اجرای زنده می‌پرداخت. آنها در پی اين شکستها تصميم به تعويض درامر ضعيف خود گرفتند که جايگزين وی کسی نبود جز فيل کالينز.
نواختن بعد از مدتی با يک درام ۴ تکه و با همکاری Ronnie Caryl بعنوان گيتاريست راه آنها را مشخص نمود. جنسيس بزودی متوجه سود زيادی که از جانب درامرشان (فيل کالينز) به آنها رسيده بود، شد. بيشترين نياز آنها احساس رضايت و اشتياق نامحدود برای اجراهايشان بود که مانند نيروی جديدی به گروه تزريق می‌شد. بر اساس گفته Tony Banks: "کالينز فراتر از يک موسيقيدان خوب در گروه بود." سپس با ورود Steve Hackett بعنوان گيتاريست در گروه، آنها پنجمين عضو خود را استخدام نمودند.

پايان قسمت اول...

لینک
سه‌شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Bryan Adams (قسمت دوم)   


Waking Up the Neighbours، نام آلبوم بعدی اوست که در سپتامبر سال ۱۹۹۱ با همکاری Michael Kamen و با درخشش آهنگ بزرگ Everything I Do, I Do It for You که برای فيلم رابين هود ساخته شده بود، باردگر در ليست Top Ten تاپ‌تن قرار گرفت و برای او موفقيتهای چشمگيری ‌را بهمراه داشت. لازم بذکر است که برای اين آلبوم، آدامز نامزد دريافت جايزه گرمی نيز شد.

آلبوم بعدی او در نوامبر سال ۱۹۹۳ و با نام So Far So Good توليد شد. آهنگ Please Forgive Me از اين آلبوم جزو ليست تاپ‌تن قرار گرفت. آهنگ نمونه ديگر اين آلبوم، All for Love می‌باشد که با همکاری Rod Stewart و Sting ساخته شد. اين آهنگ در ژانويه سال ۱۹۹۴ شماره يک ايالات متحده شد. در همان سال آلبوم جديدش با نام Road Tested عرضه شد. برايان آدامز فعال، دست از آهنگسازی و خلق اثرات بيادماندنی برنداشت و در اوايل سال ۱۹۹۶ آلبوم بعدی خود را با نام 18, Until I Die عرضه نمود. آهنگ Have You Ever Really Loved a Woman به صدای گيتار فلامينکو به زيبائی‌های اين کار افزوده است. در همين سال بود که آدامز بخاطر صدای ممتازش به جايزه گرمی دست يافت. اثر بعدی وی با عنوان On a Day Like Today در اکتبر سال ۱۹۹۹ منتشر شد که تا حدود ۱۰ هفته جزو ليست ۱۰ تای برترين جای داشت. در همان سال بهترين آهنگهای خود را تحت آلبومی با نام The Best of Me با همکاری شرکت A&M Records عرضه کرد. برايان آدامز جديدترين آلبوم خود را در سپتامبر سال ۲۰۰۴ با نام Room Service توليد نمود.
تورها و اجراهای زنده او سندی حاضر بخاطر فعاليتهایش و ترتيب دادن مهيج‌ترين اجراهای زنده در جهان می‌باشد. برای مثال کنسرتی که برای آزادی Nelson Mandela در لندن ترتيب داد، مهر تاييدی بر اين گفته است. اخيراْ او کانونی در جهت حمايت از بيماران مبتلا به سرطان سينه داير کرده است. همچنين در اوايل سال ۱۹۹۸ از سود کنسرت کاناداش که بيش از يک ميليون دلار می‌شد، صرف احداث آزمايشگاه و بيمارستانی مرکزی به نفع بيماران مبتلا به سرطان سينه نمود. در خلال اين جريانات اقدام به چاپ کتابی با نام Made In Canada نمود که در آن از عکسهای سياه و سفيد زنهای کانادائی مانند: Celine Dion و Alanis Morrisette و Joni Mitchell و خيلی‌های ديگر استفاده شد و به چاپ رسيد. تمام حق‌التاليف اين کتاب برای کمک به مرکز حمايت از بيماران مبتلا به سرطان سينه که خود آنرا داير نموده بود تخصيص داده شد.
کاملا واضح است که در آينده چيزی جلودار برايان آدامز نخواهد بود.

پايان.

لینک
پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Bryan Adams (قسمت اول)   


Bryan Adams برايان آدامز کانادائی، با داشتن صدائی ممتاز و مهارت در جهت نوشتن اشعار و ساختن آهنگها، بيش از ۲۰ سال با فروش‌های جهانی آلبومهايش که رقيب آثار بزرگ هنرمندان در جهان است، در عرصه موسيقی مشغول فعاليت می‌باشد. او می‌گويد: "من دوست دارم در گروهم فقط Bass بيس بزنم!" اين گرايش برايان در مقايسه با روش پيروزمندانه‌اش نسبتا ساده به نظر می‌رسد. آهنگهايش مقامهای زيادی را برای او در سرتاسر جهان به ارمغان آوردند، البته ضبط آن آهنگهای بزرگ، الهام گرفته از تجربياتی‌ست که وی از گرداگرد جهان بدست آورده است.

اولين آلبوم آدامز در فوريه سال۱۹۸۰ با همکاری شرکت A&M Records و با نام Bryan Adams منتشر شد. آدامز در طی آن سالها به اجراهای کوتاهی دست زد. اين آلبوم به جهت مشکلات زيادی که برای او بخاطر اولين تجربه حرفه‌ای‌اش بوجود آورد، هيچگاه تنوانست به ايالات متحده برسد. آلبوم بعدی او با نام You Want It, You Got It بازهم با همکاری شرکت A&M Records در بهار سال ۱۹۸۱ توليد شد. اين بار او توانست آلبوم خود را بطور کاملا رسمی در امريکا منتشر کند. بعد از انتشار اين آلبوم، او در ايالات متحده تورهايی را ترتيب داد و حدود ۶ ماه از عمر هنری خود را صرف آن نمود. سومين آلبومش با عنوان Cuts Like a Knife در ژانوايه سال ۱۹۸۳ عرضه شد. آهنگ معروف Straight from the Heart از اين آلبوم موفقيتهايی را برای وی بهمراه داشت که از جمله آنان می‌توان به قرار گرفتن جزو ۱۰ آهنگ برتر اشاره کرد. همچنين اين آلبوم جزو ۱۰ آلبوم برتر سال شناخته شد. برای اين آلبوم موفق، آدامز تورهای فراوانی را در کانادا، امريکا، اروپا و حتی ژاپن در نظر گرفت.
آلبوم بعدی او در بيست و پنجمين سالگرد تولدش يعنی در ۵ نوامبر سال ۱۹۸۴، با نام Reckless منتشر شد. آهنگ Run to You از اين آلبوم، خود را جزو ۱۰ آهنگ برتر سال يافت. Reckless با فروشی بالغ بر ۵ ميليون نسخه، شماره يک امريکا شد. برايان آدامز طی اين موفقيت، کنسرتهايی در امريکا برای آن در نظر گرفت. در ۱۳ جولای همان سال آدامز بهمراه گروهش کنسرتی باشکوه در فيلادلفيا ترتيب داد. آلبوم بعدی وی Into the Fire در مارس سال ۱۹۸۷ منتشر شد. با انتشار اين آلبوم، برای چهارمين بار بود که يکی از آثار آدامز جزو ۱۰ اثر برتر قرار می‌گرفت.
در ۲۱ جولای سال ۱۹۹۰ از سوی Roger Waters به جهت شرکت در کنسرت بزرگ برلين فرا خوانده شد. او ديگر برايان آدامز معروف بود، پس نمی‌توان شرکت در آن کنسرت را موقعيتی برای معروف شدن دانست.‌ برايان آدامز در اين اجرا شرکت نمود تا با کمک راجر واترز، موسيقی سالهای دور انگلستان را زنده نمايد و فقط به تجربيات خود هنگام همنوازی با بزرگان بيافزايد. در اين آلبوم که اجرای کامل آلبوم The Wall از گروه Pink Floyd پينک فلويد بود، او به اجرای آهنگهای What Shall We Do Now و Young Lust پرداخت که اجراهايی خوب و موفق بود. کار کردن در کنار بزرگانی همچون واترز برای او افتخار محسوب می‌شود.

پايان قسمت اول...

لینک
یکشنبه ۸ آذر ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Roger Waters (قسمت سوم)   


پيرو انتشار آلبوم The Final Cut، گروه پينک فلويد از هم گسسته شد و اعضاء هريک برای خود مسير جداگانه‌ای را انتخاب کردند. واترز در آوريل سال ۱۹۸۴ به جهت قدرت‌نمائی در برابر اعضای ديگر گروه بسرعت آلبوم انفرادی ديگری با نام The Pros and Cons of Hitchhiking با جنس موسيقيائی جديد و سبکی تازه، اما با همان شيوه قديمی زنجيره‌ وار بودن آهنگها به عرصه موسيقی بازگشت که تبديل به آلبوم موفقی شد. بعد از اين واترز باردگر دست به توليد اثری جديد در ژوئن سال ۱۹۸۷ با نام Radio K.A.O.S زد. از جمله آهنگهای موفق اين آلبوم می‌توان به Radio Waves و The Tide is Turning اشاره نمود. بعد از انتشار اين آلبوم، راجر ترتيب تور گسترده‌ای را در سرتاسر قاره اروپا داد. در همين اثنا ديويد گيلمور آلبوم سولوی خود را با نام About Face در فوريه سال ۱۹۸۴ منتشر کرد. اما گيلمور احساساتی، بعد از انتشار اين آلبوم بصورت انفرادی، دلسرد شد و از ريچارد رايت و نيک ميسون برای تشکيل مجدد پينک فلويد، بدون راجر واترز درخواست مساعدت کرد. واترز پس از پيوستن سه عضو ديگر گروه به هم و تشکيل دوباره پينک فلويد بدون او اقدام به شکايت نمود و برای جلوگيری از ادامه فعاليت آنها حکم بازداشت آن سه را گرفت. اما سرانجام موفق به پس گرفتن گروهی که خودش آنرا تشکيل داده بود نشد. گيلمور، پينک فلويد را در غياب واترز رهبری نمود و بدنبال آن تورها و آلبومهائی نسبتا موفق توليد نمود (اما با فاصله بسيار از پينک فلويد دوران واترز).

راجر واترز در ۲۱ جولای سال ۱۹۹۰ بهمراه Michael Kamen مايکل کيمن، بزرگ موسيقيدان قرن، اقدام به اجرای کامل آلبوم The Wall در برلين آلمان با مشارکت ستارگانی همچون Bryan Adams برايان آدامز و گروه Scorpions و گيتاريست بزرگ انگليسی سبک بلوز Snowy White اسنوئی وايت نمود. ويدئويی از اين کنسرت باشکوه تهيه و در سرتاسر دنيا پخش شد. در سپتامبر همان سال اين ويدئو به مرحله فروش رسيد. راجر واترز خلاق و فعال در سپتامبر سال ۱۹۹۲ سومين، موفق‌ترين و باشکوهترين آلبوم سولوی خود را با نام Amused to Death با همکاری Don Henley دان هنلی خواننده معروف گروه The Eagles عرضه نمود. بازهم همان شيوه سالهای دور خودش را در اين آلبوم ولی با قدرت و شکوه بيشتر اجرا کرد. نمادها و سمبل‌هايی که واترز در اين آلبوم استفاده کرده کاملا حرفه‌ای است و شامل موضوعاتی مختلف اما در جريان آلبوم می‌باشد. اشعارش بيش از پيش شنونده‌های حرفه‌ای‌اش را به فکر فرو می‌برد. نماد ميمونی که در حال تماشا کردن تلويزيون است، خود می‌تواند ذهن بيننده را مدتها به خود معطوف سازد. نکته قابل توجه در مورد اين آلبوم برگزار نشدن تور و حتی کنسرتی بعد از اين اثر است که شايد از نظر او از بار سنگين و مثبت اجرای استوديوئی و ايجاد آن فضاهای تکرار نشدنی در حين اجرای زنده کاسته می‌شد. واترز در طول دهه ۹۰ وقت زيادی صرف کار بروی اثر اپرای خود که در انگلستان و فرانسه توليد می‌شد، نمود. او بعد از گذشت حدودا ۱۲ سال در جولای و آگوست سال ۱۹۹۹ به برگزاری تور در آمريکا پرداخت. تور بعدی او با نام In the Flesh در تابستان سال ۲۰۰۰ به يکی از موفقيت‌ترين اجراهای زنده او تبديل شد. اجرا بروی سن‌های بزرگ و نمايش اسلايدها و تصاوير بزرگ در پشت‌سر گروه بروی پرده‌های بزرگ بر امتيازات اين تور و بطور کلی اجراهای زنده واترز می‌افرايد. در اين کنسرتها اسنوئی وايت بعنوان گيتاريست کمکی با او همکاری نمود. واترز بعد از آن به استراحت پرداخت. گرچه از سال ۲۰۰۲ به جمع‌آوری آثار و کارهای موفق خود تحت آلبومی پرداخت، اما بازهم اين امر در زمره کم‌کاريهای او قرار می‌گيرد. در ۱۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ با همکاری Jimmy Lenner و شرکت Columbia Records اقدام به ساخت دو آهنگ با نامهای To Kill the Child و Leaving Beirut نمود. نکته قابل توجه در انتشار اين دو آهنگ حضور پررنگ واترز بعنوان شاعر، خواننده، بيسيست و نوازنده کيبورد می‌باشد. گرچه او هيچ‌گاه نتوانست گروه پينک فلويد را پس بگيرد اما او با انتشار آلبومهای بزرگ و دست‌نيافتنی (از نظر آهنگسازی) خط بطلانی بروی تمام گروههايی که ادعای تقليد از او و سبک او را داشتند، کشيد. با اينکه گيلمور توانست بعد از واترز در پينک فلويد دو آلبوم موفق در طی زمانهای طولانی ارائه دهد، اما جای واترز در اين آلبومها برای هميشه خالی ماند و او به راه خود ادامه داد.

پايان.

لینک
پنجشنبه ٥ آذر ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی