همه چيز در دستان من بوسيله پرچم سفيد |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
بررسی موسيقی Ozzy Osbourne (قسمت اول)
بررسی دقيق موسيقی Ozzy Osbourne به تفکيک سال:

سال ۱۹۴۸ الی ۱۹۶۶
John Michael Osbourne جان مايکل آزبورن در سوم سپتامبر سال ۱۹۴۸ در بيرمنگهام انگلستان چشم به جهان گشود. پدرش John Thomas Osbourne جان توماس آزبورن ابزارسازی حرفهای و مادرش Lillian در کارخانه اتومبيل سازی لوکاس مشغول بکار بودند. او دو برادر به نامهای Paul و Tony و سه خواهر به نامهای Jean، Iris و Gillian دارد. مايکل وقتی به مدرسه میرفت نام مستعار Ozzy را برای خود که مخفف نام فاميلیاش بود، انتخاب کرد. آزی در خانوادهای فقير متولد شد تا حدی که برای خريد لباس پول کافی نداشت. در حقيقت در مصاحبهای که اخيراْ با وی شده اظهار داشت: "من در آن سالها فقط يک پيراهن، يک شلوار و يک ژاکت داشتم." آپارتمانی که در آن با خانوادهاش زندگی میکرد فاقد لولهکشی داخلی بود و حتی حمام هم نداشت. او با همه ۵ برادر و خواهرش تنها بروی يک تخت میخوابيد!
وقتی که ۱۵ سال داشت ترک تحصيل کرد و شروع به کار لولهکشی نمود. او مدت زيادی در اين کار نبود و در کشتارگاهی در همان شهر، مشغول به کار شد و تا حدی در اين کار پيشرفت کرد که میتوانست در يک روز چندين راس گاو و گوسفند را سر ببرد و تمام احشاء آنان را تخليه نمايد. بعد از اينکه چند ماهی در آنجا ماند تا حدی از آن کار يکنواخت، خسته شد و تصميم گرفت تا کار مادرش را دنبال کند. مادرش در شرکت لوکاس بوق ماشينها را امتحان میکرد. اين کار برای آزی جزو نخستين تاثيرات موسيقيائيش محسوب میشود! دستمزد اين کار بسيار ناچيز بود و نمیتوانست او را راضی نگه دارد پس تصميم گرفت از راه تبهکاری به پول برسد.
او شروع به دزدی از خانهها و فروشگاههای کوچک لباس نمود. بهرحال بخاطر ناشی بودنش و بجا گذاشتن اثر انگشت در حين دزدی به دام پليس افتاد. حکمی که قانون برای وی در نظر گرفته بود، ۶ هفته حبس در زندان Winson Green بود. در طول اين ۶ هفته بازداشت به يک سوزن و باريکهای از گرافيت دست يافت و در همان موقع بود که خالکوبی معروف O-Z-Z-Y را بين بند انگشتان دست چپش نگاشت. کلمه thanks را بر کف دستش و يک صورت خوشحال بروی زانوهايش تتو کرد.
سال ۱۹۶۸ - ۱۹۶۷
آزی همانند طفل کوچکی عاشق موسيقی گروه Beatles بيتلز بود و هميشه از چگونگی فرمانروائی آنان در موسيقيشان در شگرف میماند. تنها آرزوش اين بود که بتواند روزی مانند آنها باشد. در خيابانها راه میرفت و بدنبال کار میگشت تا اينکه دوست قديمیاش را که گروهی بنام Approach داشت، ملاقات نمود. اين گروه خواننده نداشت. آزی فرصتطلب که شرايط را برای تحقق بخشيدن به آرزوهايش مساعد میديد اعلام کرد که: "من خواننده هستم." پس به خانه رفت و ۵۰ دلار از پدرش پول گرفت تا يک آمپلیفاير و يک ميکروفن خريداری کند. Approach بيشتر موسيقی ريتميک را دنبال میکرد و چيز جالبی برای آزی محسوب نمیشد. پس گروه را ترک کرد و به گروه ديگری بنام Music Machine پيوست. ديگر او هم کار داشت و هم در جهت رسيدن به آرزوهايش گام برمیداشت. در همين موقع بود که بهمراه يکی از دوستانش بنام Terrance Butler (که اکنون معروف به Geezer میباشد) گروهی به نام Rare Breed تشکيل دادند. آنها در گروه موفق به ضبط اثری نشدند پس اين پروژه هم نيمه کاره ماند. سپس اقدام به چاپ آگهی در روزنامه محلی شهر نمود. متنی که بعنوان آگهی در روزنامه به چاپ رسيد اين بود: آزی - خواننده - به دنبال گروه میگردد.
در گوشهای ديگر از شهر دو مرد جوان با نامهای Bill Ward و Tony Iommi گروهی را با نام The Rest تشکيل داده بودند که بعدها به Mythology تغيير يافت. تونی اين آگهی را در روزنامه ديد و با خود فکر کرد که: "اين نمیتونه همون آزیای باشه که وقتی بچه بوديم با من همبازی بود." پس به سمت آدرس اعلامی آزی رفت و مطمئن شد که او همان آزی است. آنها گروهی را بنام Polka Tulk تشکيل دادند. اسم Polka Tulk الهام گرفته شد از قوطی پودر تالکام که آزی آنرا در حمام ديده بود. گروه آرام آرام شروع به استخدام نوازدگان ديگر نمود که سرانجام شامل ۶ عضو گرديد: Ozzy Osbourne، Bill Ward، Geezer، Jimmy Phillips و Clark. آنها سبک Blues/Jazz را برای خود برگزيدند. اما فيلیپس و کلارک اين سبک را نمیپسنديدند، پس هردوی آنها از گروه خارج شدند. چندی بعد نام گروه به Earth تبديل يافت.
بعد از تثبيت شدن نام جديد گروه، اتفاق جالبی برای آنها افتاد. از گروه اشتباهاْ دعوت شد تا در يک مهمانی رسمی به اجرای آهنگ با لباس رسمی مردانه بپردازند. مسئولين برگزار کننده اين مهمانی گروهی که آزی در آن عضو بود را با گروه Earth ديگری اشتباه گرفتند و آنها به اشتباه وارد مهمانی شدند. بهرحال برنامه توسط گروه آزی اجرا شد ولی چيزی نبود که نظر دعوت شدگان پولدار را جلب نمايد.
سال ۱۹۶۹
گروه اندک اندک به رسميت شناخته شد و اما نه آنطوريکه انتظار میرفت. ديگر آنها به جائی رسيده بودند که میتوانستند در تورهای کوچک ولی با سود خيلی کم شرکت کنند. در مصاحبهای که اخيراْ با تونی ترتيب داده شده او از آن روزها به بدی ياد میکند و میگويد آزی در حين تمرين پابرهنه بود، چون واقعاْ قدرت خريدن کفش جديد را نداشت.
يک روز فيلم ترسناکی در تئاتر محلی شهر با نام Black Sabbath اکران شد. Geezer اين فيلم را ديد و با خودش گفت: چرا مردم برای اينکه بترسند پول خوبی میدهند؟ او پيش دوستانش برگشت و موضوع را با آنان در ميان گذاشت که تصميم به عوض کردن نام گروه و سمبل خود نمودند. آنها نام Black Sabbath را برای خود برگزيدند و تبديل به يک گروه جديد شدند. گروه شروع به اجرای برنامه در کلوپهای کوچک نمود تا از اين کار سود اندکی نصيبشان گردد. در همين اثنا Jim Simpson بعنوان مدير وارد گروه شد و رهبری گروه را بعهده گرفت. جيم با همکاری گروه اقدام به ضبط دموئی شامل ۵ آهنگ نمود و نام آنرا For Jim نهاد. در اين آلبوم آنها فقط در سبک Jazz کار کردند. دو آهنگ از اين آلبوم به نامهای The Rebel و A Song For Jim از شهرت بيشتری نسبت به آهنگهای ديگر برخوردار شدند و مورد توجه منتقدان قرار گرفت. در همين راستا آنها بعداْ اقدام به انتشار ويدئويی با نام The Black Sabbath Story, Vol 1 نمودند. حالا ديگر در کلوپهای بيشتری به اجرا میپرداختند اما موسيقی آنها همچنان مورد پسند حاضرين قرار نمیگرفت. حتی تماشاچيان با هم درباره اينکه موسيقی آنها جذابيتی ندارد صحبت میکردند.
يک شب آزی تصميم گرفت که از صورت تا انگشت پاهايش را برای اينکه جلب توجه کند به رنگ بنفش درآورد! او اين کار را انجام داد. واقعاْ مسخره بود ولی کارساز واقع نشد. يکی از مشکلاتی که آنها اين بود که صداها در آهنگ خيلی کم بود و شنونده با زحمت متوجه صداها میشد و آنها را از هم تشخيص میداد و بطور کلی تفکيک صداها از هم کار دشواری بود. پس اقدام به زياد کردن صداها و بالا بردن ولوم نمودند که تا حد زيادی مستمرثمر واقع شد.
سال ۱۹۷۰
جمعه، ۱۳ فوريه بود که اولين آلبوم رسمی گروه با نام Black Sabbath منتشر شد. ضبط اين آلبوم تنها ۸ ساعت به طول انجاميد و ۱۲۰۰ دلار صرف توليد آن گرديد. آزبورن سر از پا نمیشناخت و شادمان از انتشار اين آلبوم نسخهای از آن را برای پدرش برد تا به پدرش بگويد: "نگاه کن بابا، اين منم." ولی پدرش توجهی به آن نکرد! شرکتی که ضبط اين آلبوم را بعهده داشت برای آنها نقشهای کشيد. آنها تصميم گرفتند که در ميان لوگوی آلبوم شعری را قرار دهند. گروه هيچ مخالفتی برای کاری که آنها میخواستند آنجام دهند، نداشتند و آن شعر اين بود: هنوز باران میآيد. نقاب تاريکی، ريشههای درخت را میپوشاند که باعث آن، بیحرمتیهاييست که قبلاْ ديده نشده است.
با انتشار اولين آلبوم، توليد کارهای تصويری توسط گروه بالا گرفت. آنها در تصاوير به نمايش عجوزهها و شياطين پرداختند که بسرعت علاقمندان به خودش را مجذوب نمود. يک شب از گروه درخواست شد تا در يک عروسی شيطانی به اجرا بپردازند. گروه از شرکت در آن مجلس امتناع نمود و آن عجوزهها تصميم به طلسم نمودن آنها گرفتند و همه اعضاء تحت تاثير آن قرار گرفتند. پدر آزی پس از شنيدن اين موضوع از پسرش شروع به ساخت صليبی از جنس آلومينيوم برای هر چهار نفر اعضای گروه نمود که روحهای شياطين را از آنها دور سازد. Bill Ward میگويد: توماس (پدر آزی) تنها کسی بود که میتوانست صليبهای اصلی و بکری بسازد. آزی هم اکنون ۱۴ صليب از همان جنس را در کلکسيون خود نگهداری میکند.
گروه در ماه اکتبر دومين آلبوم خود را با نام Paranoid عرضه نمود. اين آلبوم طی چهار روز ضبط شد. آنها نام اين آلبوم را War Pigs گذاشته بودند اما در آخرين لحظات نام آن به Paranoid بوسيله شرکت Vietnam War که ضبط اين آلبوم را بعهده گرفته بود، تغيير يافت. آهنگ برجسته Paranoid در آخرين دقايقی آنها در استوديو حضور داشتند ضبط شد. آلبوم تبديل به شماره يک شد و آنها يکباره به موفقيت رسيدند. بعد از کسب اين موفقيت آنها رسماْ اجازه دادند که جيم مديريت آنها بطور جدی عهدهدار شود. جيم هم متعاقباْ از نظر تجاری برای گروه مفيد واقع شد. در دسامبر، اولين آلبوم آنها (Black Sabbath) تازه به امريکا بوسيله شرکت Warner Brothers راه يافت.
آنها اندک اندک پس از طی راههای دشوار برای تشکيل گروه و آهنگسازی متفاوت به رسميت شناخته شدند و عده کثيری بعنوان طرفدار، آنها را مورد علاقه خود ناميدند.
بله، آنها ديگر Black Sabbath بودند.

پايان قسمت اول...
| لینک | شنبه ۱ اسفند ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی |
نشر آلبوم جديد Steve Vai
سلام. امیدارم که خوب باشید. قبل اعلام خبرهای جديد از دنيای موسيقی، خواهش میکنم به اين جملات توجه کرده و تهديداتی که در آينده متوجه موسيقی مملکتمان خواهد بود را دريابيد
:واقعاً جای تاسف است که بعضی از ISP های شهرمان با انجام کارهائی نسنجیده و بدون مطالعه، اقدام به فیلتر کردن سایتهای (از دید خودشان) غیراخلاقی میکنند. در این بین سایتهایی دیگر بدون علت فیلتر میشوند که از این میان میتوان به فیلتر شدن وبسایت رسمی Steve Vai استیو وای يعنی vai.com اشاره نمود. همانطور که میدانید در کشور ما دستیابی به اطلاعات مخصوصاً در زمینه موسیقی معمولاً از طریق اینترنت صورت میگیرد و چه بسا اقداماتی نسنجیده از این قبیل، باعث جلوگیری نسبی از دسترسی به اخباری میشوند که عدهای منتظر آنند. به امید روزی که با دیدی جامع بر مسائل، اجازه دهند تا علاقمندان براحتی به منابع (آنهم کاملاً مجاز) دسترسی داشته باشند. با ارائه این مقدمه کوچک توجه شما را به اخبار وبلاگ همه چیز در دستان من بوسیله پرچم سفید جلب مینمايم:
-
آلبوم جدید استیو وای Steve Vai با نام Real Illusions: Reflections که بالغ بر ۱۱ آهنگ جدید میباشد قرار است در ۲۲ فوریه سال جاری (يازده روز ديگر) در دسترس هوادارانش قرار گیرد. در توری گستردهای که استيو وای در راستای معرفی آلبوم مذکور با نام Real Illusions Tour 2005 ترتيب داده است، هنرمندان بزرگی همچون Billy Sheehan بعنوان بيسيست و Tony MacAlpine بعنوان گيتاريست و نوازنده کيبورد با وی همکاری خواهند داشت. ديگر اعضای گروه در اين تور عبارتند از: Jeremy Colson بعنوان درامر و Dave Weiner بعنوان گيتاريست و نوازنده سيتار.

-
تور G3 با نام G3'05 JAPAN اين بار در کشور ژاپن برگزار خواهد شد. طی اين حرکت استيو وای Steve Vai و جو ستريانی Joe Satriani (اعضای ثابت تورهای مذبور) به اين تور کوچک با همراهی جان پتروچی John Petrucci و گروهش که عبارتند از: David LaRue بعنوان بيسيست و Mike Portnoy بعنوان درامر خواهند پيوست. در اين تور که قرار است در ماه می برگزار شود، آنها تنها در ۴ شهر ژاپن به نامهای اساکا Osaka، توکيو Tokyo، ناگویا Nagoya و هيروشيما سفر و به اجرا خواهند پرداخت.
| لینک | جمعه ٢۳ بهمن ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی |
بررسی موسيقی Megadeth

بررسی موسيقی گروه مگادث Megadeth به تفکيک سال:
سال ۱۹۸۲
لارس آلريک Lars Ulrich و جيمز هتفيلد James Hetfield گروه متاليکا Metallica را تشکيل دادند.
ديو ماستين Dave Mustaine گروه Panic را ترک گفت و به متاليکا پيوست.
ران مکگاونی Ron McGovney بعنوان بيسيست در متاليکا شروع بکار کرد.
در ماه مارس، اولين اجرای متاليکا از راديو پخش شد.
در همان ماه متاليکا در توری که گروه Saxon با نام Denim and Leather ترتيب داده بودند، شرکت نمود.
در ماه آوريل، برد پارکر Brad Parker بعنوان گيتاريست دوم گروه انتخاب شد. به دنبال اين انتقال ماستين گروه را ترک کرد. شايان ذکر است که متاليکا فقط يک روز، گروهی پنج نفره بود.
در ماه می، هتفيلد، ريتم گيتار را بعهده گرفت علاوه بر اينکه خواننده اصلی نيز محسوب میشد.
در ماه ژوئن، آهنگ Hit the Lights ضبط شد و بدنبال آن نسخه اوليه آلبوم No Life 'til Leather منتشر گرديد.
کليف برتون Cliff Burton در ماه دسامبر گروه Trauma را ترک کرد و جايگزين مکگاونی گرديد.
سال ۱۹۸۳
در ماه مارس، کليف اولين اجرايش را با متاليکا تجربه نمود.
در ماه آوريل، ديو رسماْ از متاليکا اخراج شد و کرک همت Kirk Hammett جايگزين او گرديد. کرک قبل از اينکه به متاليکا ملحق شود در گروه Exodus فعاليت مینمود.
اولين آلبوم متاليکا با عنوان Kill 'Em All عرضه شد.
ديو ماستين دست به همکاری برای تشکيل گروهی جديد با David Ellefson بعنوان بيسيست، Kerry King بعنوان گيتاريست و Lee Rausch بعنوان درامر زد. تا بالاخره گروه مگادث تشکيل يافت.
Kerry King با مگادث در تورهای کوچکی همکاری کرد تا سپس به گروه Slayer بازگشت.
در ۳۱ دسامبر ديو ماستين خواننده اصلی گروه مگادث نام گرفت.
سال ۱۹۸۴
Lee Rausch گروه را ترک کرد و Gar Samuelson جای او را گرفت.
Chris Poland به خدمت گرفته شد تا جای خالی Kerry King را پر کند.
در ماه نوامبر، مگادث با شرکت Combat Records دست به امضای قرارداد زد.
سال ۱۹۸۵
در ماه می، مگادث آلبوم Killing Is My Business... And Business Is Good را عرضه نمود.
سال ۱۹۸۶
کليف برتون در اثر سانحه تصادف اتوبوس جان خود را از دست داد.
در ماه نوامبر مگادث آلبوم Peace Sells... but Who's Buying را روانه بازار نمود.
شرکت Capitol Records با مگادث قرارداد بست و نسبت به شرکت Combat Records برتری پيدا کرد.
گروه Overkill با آنها برای برپائی توری با عنوان Wake Up Dead دست همکاری دادند.
Chris Poland و Gar Samuelson بعد از آخرين اجرای گروه در تور هاوائی از گروه جدا شدند.
سال ۱۹۸۷
در ماه فوريه، گروه با Alice Cooper توری با نام Constrictor را برپا کردند.
در همان ماه مگادث با گروه Mercyful Fate به اجرای مشترک پرداخت.
Chuck Behler بعنوان درامر در گروه استخدام شد.
Jay Reynolds با آنها بعنوان گيتاريست کمکی مساعدت نمود تا جايگزين مناسبی در گروه برای Poland پيدا شود. بعد از آن Jeff Young بعنوان گيتاريست بکار گرفته شد.
سال ۱۹۸۸
در ماه مارس، مگادث آلبوم So Far, So Good... So What را عرضه نمود.
گروه با بهمراه خواننده بزرگ سبک هوی متال، Dio ترتيب تورهای گستردهای را در سراسر کانادا و ايالات متحده دادند.
در آگوست، مگادث با گروه KISS در Castle Donnington به اجرا پرداخت.
آنها در تور استراليا شرکت نکردند تا در تور بزرگتر Monsters of Rock شرکت کنند.
سال ۱۹۸۹
Jeff Young و Chuck Behler از گروه جدا شدند.
ماستين بخاطر رانندگی ديوانهوارش توسط پليس بازداشت شد.
در جولای، Nick Menza بعنوان درامر در گروه مشغول بکار شد.
سال ۱۹۹۰
در ماه فوريه، مارتی فريدمن Marty Friedman بعنوان ليدگيتاريست استخدام شد.
در ماه اکتبر مگادث آلبوم Rust in Peace را منتشر کرد.
گروه در همان ماه به همراه گروههائی نظير Slayer، Suicidal Tendencies و Testament در تور Clash of the Titans شرکت نمود.
سال ۱۹۹۱
در ماه مارس مگادث، از آلبوم جديد گروه Judas Priest با نام Painkiller پشتيبانی کرد و آنها را حمايت نمود.
در ماه آوريل، ديو ماستين با Pamela Anne ازدواج کرد.
در همان ماه ويدئوی Rusted Pieces منتشر گشت.
مگادث با همکاری گروههائی همچون Slayer، Anthrax و Alice in Chains ترتيب تور گستردهای را داد.
در ماه جولای مگادث برای فيلم Bill & Ted's Bogus Journey آهنگ Go to Hell را ساخت.
سال ۱۹۹۲
در ماه می، موسيقی فيلم Super Mario Bros بنام Breakpoint عرضه گشت.
در جولای آلبوم Countdown to Extinction توليد شد.
در ماه نوامبر ويدئوی Exposure of a Dream منتشر شد.
مگادث ترتيب برگزاری توری را در امريکا با شرکت گروه Stone Temple Pilots داد.
پسر ماستين بنام Justis متولد شد.
سال ۱۹۹۳
مگادث با گروههائی همچون Milton Keynes Bowl، Diamond Head به همراه متاليکا ترتيب کنسرت مشترکی را داد.
آنها با گروه بزرگ Iron Maiden چندين بار در تور اروپا به اجرای مشترک پرداختند.
گروه Pantera با مگادث در تور Countdown to Extinction به اجرای مشترک پرداخت.
در ژوئن مگادث، موسيقی فيلم Last Action Hero را با نام Angry Again توليد نمود.
در ماه نوامبر، بازهم به ساخت موسيقی فيلم اين بار برای فيلم The Beavis and Butthead Experience بنام Ninty Nine 99 Ways to Die پرداختند.
سال ۱۹۹۴
در ۳۱ اکتبر مگادث آلبوم Youthanasia را عرضه نمود و در برنامه Night of the Living Megadeth که از شبکه تلويزيونی MTV پخش میشد به اجرای زنده پرداخت.
مگادث آهنگ Paranoid را از گروه Black Sabbath در يادبودی از آنها بازنوازی کرد.
سال ۱۹۹۵
در ماه ژانويه بود که برای فيلم Crypt Presents: Demon Knight آهنگی با عنوان Diadems تنظيم کردند.
در ژانويه و فوريه، تور جهانی Youth برپا شد.
در ماه می ويدئوی Evolver: The Making of Youthanasia عرضه شد.
در ماههای جولای و آگوست، آنها با گروههای Korn و Fear Factory به اجرای مشترک دست زدند.
سال ۱۹۹۶
الکساندر، پسر David Ellefson بدنيا آمد.
سال ۱۹۹۷
مگادث آلبوم Cryptic Writings را توليد نمود.
آهنگ Almost Honest را برای فيلم Mortal Kombat Annihilation تنظيم کردند.
سال ۱۹۹۸
در ۲۸ ژانويه، Electra دختر ماستين متولد شد.
مگادث در فستيوال Ozzfest '98 به اجرا پرداخت.
در ماه جولای Nick Menza از گروه خارج شد و به جای او Jimmy DeGrasso پشت درام مگادث نشست.
در ۲۳ اکتبر آن سال، Athena، دختر David Ellefson متولد شد.
سال ۱۹۹۹
مگادث تابستان آن سال را به اجرا در برنامههای راديوئی پرداخت و همچنين در تور اروپائی که گروه Iron Maiden ترتيب داده بود شرکت نمود.
آهنگ Crush 'Em برای فيلم Universal Soldier 2 ساخته شد.
آلبوم Risk در ۳۱ آگوست توليد شد.
سال ۲۰۰۰
Al Pitrelli به مگادث پيوست. اين درست همان موقعی بود که مارتی از آنها جدا شده بود.
گروه قرارداد خود را با شرکت Capitol Records لغو کرد تا با شرکت Sanctuary Records قراردادی جديد منعقد سازد.
آهنگ Kill the King شماره يک جدول موسيقی امريکا شد.
آنها اقدام به توليد Capitol Punishment: The Megadeth Years نمودند.
گروه به استوديويشان در شهر لوسآنجلس بازگشتند تا کار بروی آخرين اثرشان را به اتمام برسانند.
سال ۲۰۰۱
در ماه آوريل مگادث شروع به برگزاری تور آکوستيکال کوچکی در امريکا با حمايت ايستگاه راديوی محلی نمود.
در ماه ژوئن، گروه در فستيوال جهانی به همراه گروه AC/DC شرکت و اقدام به اجرای زنده نمودند.
در ماه سپتامبر مگادث با گروه Endo در سواحل غربی امريکا و با گروه Iced Earth در شرق ايالات متحده به اجرای زنده پرداخت.
در ماه اکتبر DVD ويژه Behind The Music روانه بازار شد.
سال ۲۰۰۲
در ماه مارس، گروه برخی از اجراهای زنده خود را تحت عنوان آلبومی بنام Rude Awakening در ۲ CD عرضه نمودند.
در ماه آوريل رشتههای عصبی بازوی ماستين دچار صدمه شد. او ديگر قادر به گيتار زدن نبود.
سال ۲۰۰۳
در ماه فوريه ماستين پشت گيتارهای Jackson را برای هوادارانش امضا کرد.
در ماه اکتبر، آلبوم Peace Sells ...But Who’s Buying بروی DVD صوتی با صدای ديجيتال دالبی ۱/۵ دوباره عرضه شد.
سال ۲۰۰۴
در ماه ژانويه ديو ماستين اعلام کرد که سلامتیاش را کاملاْ بدست آورده است و در آينده اقدام به توليد کارهای جديد خواهد نمود.
آلبوم جديد مگادث با حضور Vinnie Colaiuta بعنوان درامر، Jimmy Sloas بعنوان بيسيست و Chris Poland بعنوان گيتاريست مهمان عرضه نمود.
سال ۲۰۰۵
ديو ماستين سال ۲۰۰۵ را به همه هوادارانش تبريک میگويد!
در حال حاضر اعضای گروه عبارتند از:
Dave Mustaine بعنوان خواننده و گيتاريست.
James MacDonough بعنوان بيسيست.
Glen Drover بعنوان گيتاريست.
Shawn Drover بعنوان درامر.

| لینک | چهارشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی |
مصاحبه با همايون مجدزاده
سلام. با آرزوی موفقيّت برای تمام دوستان. وبلاگ همه چيز در دستان من بوسيله پرچم سفيد در حرکتی جديد و بنا به درخواست عدّه گستردهای از بازديدکنندگان مبنی بر مصاحبه با بزرگان موسيقی ايران، ترتيب مصاحبهای تلفنی، با آقای همايون مجدزاده، گيتاريست مسلّط و حرفهای گروه کهتمايان را داده است که توجّه شما عزيزان را به آن جلب میکنم:

حميد ملاهادی: لطفاْ خودتان را معرفی کنيد.
همايون مجدزاده: همايون مجدزاده هستم، اهل کرمان، متولد ۵۳، ۱۹۷۴ و فوق ليسانس مکانيک دارم.
ح.م: چه موقعی متوجه شديد که به موسيقی علاقه داريد؟
هـ.م: فکر کنم ۱۲ يا ۱۳ سالگی.
ح.م: اولين گيتاری که خريديد چی بود؟
هـ.م: يک گيتار الکتريک هاگاستروم Hag Strom.
ح.م: بنظر شما بهترين گيتار چه گيتاريه؟
هـ.م: خب اين فرق میكنه، بنابه استايل (سبك) نوازندگی و صدادهی متفاوته.
ح.م: آيا احساس میكنيد كه انسان موفقی هستيد؟
هـ.م: احساس میكنم در حد قابليّتهای خودم، موفّق بودم. ولی مطمئناْ موفقيّت موزيك وقتی بوجود مياد كه اون پيشرفت كنه و پولساز بشه و البتّه اين برای هيچ كدوم از ماها تو ايران اتّفاق نمیافته.
ح.م: آيا وقتی در حال ساخت سولويی هستيد يا موزيك، فرقی نمیكنه، اون از احساساتتون خارج میشه يا از تكنيكتون؟
هـ.م: آهنگسازی و مخصوصاْ اين اواخر شروعش كاملاْ حسی هست و تكنيكی نيست. شايد ٦، ٧ سال پيش تكنيكی بوده باشه ولی الان فقط حسيه.
ح.م: آيا تا حالا چيزی بهتون الهام شده؟
هـ.م: شده، ملودیای رو شنيدم بعد سعی كردم چيزی مثل اونو بسازم، البتّه قديما هم اتّفاق افتاده امّا تاحالا گسترشش ندادم.
ح.م: سبك مورد علاقتون چيه؟
هـ.م: نمیتونم يكی رو بگم. شايد تمام شاخههای Rock و Metal.
ح.م: وقتی اسم موزيك وسط مياد ياد چی میافتيد؟
هـ.م: ياد: ١- دردسر، ٢- نميشه!
ح.م: گروه مورد علاقتون كدومه؟
هـ.م: واقعاْ نمیتونم همشونو بگم شايد ٥٠ تا بشن. امّا الان Black Sabbath و Jeff Beck. به نظر من Black Sabbath بهترين گروه Heavy Metal دنيا بوده و هست. از ١٤ سالگی گوش دادم تا حالا.
ح.م: آيا تا حالا كار تجاری هم داشتيد؟ و كلاْ نظرتون درباره كارهای تجاری چيه؟
هـ.م: منظورتون از تجاری چيه؟
ح.م: منظورم كاريه كه صرفاْ برای بدست آوردن پول اونو انجام داده باشيد.
هـ.م: بله اين كارو كردم. در حقيقت پارسال يه موزيك Hard Rock با يه خواننده انگليسی درست كرديم كه جزو قراردادهای خارج از ايران من هست. اين موفقيّت خيلی خوشحال كننده است امّا موسيقيش مال من نيست كه خوشحالم كنه. يه CD هم دارم كه قبل از عيد به بازار مياد كه واقعاْ برای بدست آوردن پول توليد شده.
ح.م: توصيه شما به نوازندگان آماتور برای رسيدن به يك موقعيّت خوب چيه؟
هـ.م: راستش در حدی نيستم كه بتونم چيزی رو به كسی بگم امّا چيزی كه هست سعی كنيد آكادميك كار كنيد چون سرعت پيشرفت بالا میره و برای اينكه نوازنده خوبی بشيد بايد تئوری موسيقی رو بدونيد.
ح.م: بعنوان يك آهنگساز ساخت موسيقی برای شما چه حكمی داره؟ آيا جزئی از زندگيتون شده؟
هـ.م: بله، تقريباْ مهمترين بخش زندگيم شده. يكی از پرقدرتمندترين احساسهای منه.
ح.م: آيا هيچ دوست داشتيد كه بجای گيتار، بيس يا درام میزديد؟!
هـ.م: درام رو دوست دارم و يه مدّتی هم زدم. امّا بيس رو نه. الان هم دوست دارم سازهای ديگه رو امتحان كنم مثل كمانچه.
ح.م: ورزش مورد علاقتون چيه؟
هـ.م: كيك بوكسينگ.
ح.م: به چه غذاهائی بيشتر علاقه داريد؟
هـ.م: غذا... اصلاْ فرقی نمیكنه.
ح.م: آيا تاحالا آهنگيو كاور كرديد؟
هـ.م: بسيار زياد. گروههاشونو میگم چون آهنگها خيلی زيادن: Metallica، Black Sabbath، Megadeth، Slayer، Death، Pantera، Dream Theater و Joe Satriani.
ح.م: وضعيّت فعلی موسيقی كشورمون رو چگونه ارزيابی میكنيد؟
هـ.م: بحث دربارش خيلی طولانيه. بهتره فقط درباره متال صحبت كنم: به نظر من افتزاحه. خيلی خرابه.
ح.م: نظرتون درباره راجر واترز چيه؟
هـ.م: خدا... بهترين موزيسين راك در طول دههها.
ح.م: نظرتون درباره گيتار كلاسيك چيه؟
هـ.م: خيلی باحاله، خيلی خوبه. وقت داشته باشم فلامينكو هم میزنم.
ح.م: موقعيّتی رو كه الان بدست آورديد، مديون چه كسانی هستيد؟
هـ.م: موقعيّتی رو بدست نياوردم. اگه هم به نظر مياد موقعيّتی هست بخاطر اينه كه تعداد آدمهايی كه میخوان فعاليّت كنن، خيلی كمه. وقتی موقعيّت بدست مياد كه پيشرفت كنيم و بتونيم كنسرتهايی خارج از ايران با سطح و كلاس بالا برگزار كنيم. شايد اگه موقعيّتی به نظر میرسه مديون خانوادهام هستم.
ح.م: اساتيدی كه شما رو تبديل به استاد كردن چه كسانی بودند؟
هـ.م: معلّم گيتار نداشتم. فقط ٢ ماه اوّل كه گيتار میزدم آقای سعيد عامری بودن. اساتيد من اونائين كه من متوداشونو زدم مثل الدی ميولا و تروی استتينا. از الدی ميولا آرپژ و ريتمهای سريع رو ياد گرفتم.
ح.م: مقصودتون از توليد آهنگهای Instrumental (بدون كلام) چيه؟
هـ.م: خب طولانيه. وقتی كه فقط ١٤ ساله بودم عشق موزيك Rock Instrumental و Metal Instrumental رو داشتم مخصوصاْ آهنگ Orion (اثر گروه متاليكا از آلبوم Master of Puppets بسال ۱۹۸۶) اين علاقهای بود که در من باقی موند. بعداْ هم با Solo Artistهائی مثل Jeff Beck آشنا شدم كه Instrumental كار میكردن. ٦ سال پيش وقتی آهنگ بدون كلام ساختم باورم نمیشد كه بتونم اونو زنده اجرا كنم چه برسه يه اينكه بخوام روی اون Vocal هم بزارم. Instrumental زحمتش خيلی بيشتر از Vocal هست. موزيك كلامدار براحتی میتونه با شنونده ارتباط برقرار كنه امّا بدون كلام به دشواري. دوست دارم كارهام خواننده هم داشته باشه البتّه به زبان انگليسی كه احتمالاْ مجوز هم براش نمیشه گرفت.
ح.م: متشكر از اينكه وقتتون رو به من داديد. براتون آرزوی موفقيّت میكنم.
هـ.م: من هم از شما تشكر میكنم.
ح.م: خداحافظ.
هـ.م: خداحافظ.
يكشنبه مورخ ٠٤/١١/٨٣ ساعت ١٨:٣٠ ![]()
| لینک | سهشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸۳ - حمیدرضا ملاهادی |

