بررسی موسيقی Steve Vai (قسمت دوم)   


در سال ۱۹۸۵ استيو به گروه هارد راک Alcatrazz که گيتاريستش Yngwie Malmsteen به تازگی گروه را ترک کرده بود، پيوست و در آلبوم خيره کننده گروه در همان سال بنام Disturbing the Peace حضور يافت. او در مورد اولين حضورش در آلکاتراز می گويد: هيچ وقت اولين حضورم را در گروه فراموش نمی کنم. يک روز وقت داشتم، تا خود را برای اجرا آماده کنم. آنها سه برنامه برای اجرا داشتند که اولی در Riverside کاليفرنيا بود، هيچ کدام از تماشاگران نمی دانستند که ديگر اينگوی در گروه نيست. اکثر آنها برای ديدن اينگوی آمده بودند. يادم می آيد که به صحنه نزديک می شدند و نام او را صدا می زدند، بايد قيافه آنها را وقتی من را بجای او ديدند می ديديد... .در همان سال استيو در فيلمی بنام Crossroads در نقش گيتاريست شيطان ظاهر شد که در دوئل آخر فيلم از Ralph Macchio شکست خورد. در همان سال او از طرف يکی از دوستانش برای پيوستن به گروه انفرادی جديد David Lee Roth، خواننده هارد راک، که به تازگی از گروه Van Halen جدا شده بود، دعوت شد. او دعوت را پذيرفت و گروه آلکاتراز را ترک کرد.

در سال ۱۹۸۶ اولين آلبوم D.L.Roth بنام Eat'em & Smile منتشر شد و به يکی از بهترين های هارد راک مبدل شد. استيو بواسطه نوازندگی در اين آلبوم مورد تشويق بسيار قرار گرفت و تا يک سال سوژه مجله های گيتار شد. Skyscraper دومين آلبوم Roth با همکاری وای در سال ۱۹۸۸ منتشر شد. در همان سال، Jem 777 Series، مجموعه گيتارهای جديدش از طريق کمپانی IBanez راهی بازار شد. او در اين سال با Pia Maiocco که دختری سوئدی الاصل بود، ازدواج کرد. در اواخر سال ۸۸ پس از تور Roth، تصميم به ترک گروه گرفت. او در عين حال که مشغول کار بروی يک آلبوم انفرادی بود، از طرف يکی از گروههای مطرح هارد راک يعنی Whitesnake به سرپرستی و خوانندگی David Coverdale، خواننده سابق گروه Deep Purple، دعوت به همکاری شد، هديه ای که او قبولش کرد و تنها آلبوم او بهمراه اين گروه Slip of the Tongue در سال ۱۹۸۹ منتشر شد.

پايان قسمت دوم...

لینک
سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Steve Vai (قسمت اول)   


Steven Siro Vai در ۶ ژوئن ۱۹۶۰ در بيمارستان Nassau Country در نيويورک بدنيا آمد و در محله Carle Place در Long Island نيويورک بزرگ شد. در سنين پائين از طريق خواهرش به موسيقی علاقمند شد. او در سن ۶ سالگی شروع به نواختن ارگ کرد و در ۱۰ سالگی به نواختن آکاردئون پرداخت. استيو وای می گويد: من هيچ وقت وارد موسيقی نشدم، من از همان اول، قبل از زمانيکه يادم بيايد در موسيقی بودم. او در نوجوانی بواسطه آشنائی با موسيقی کسانی چون Jimi Hendrix، Led Zeppelin، Deep Purple و Alice Cooper به گيتار راک علاقمند شد و در دبيرستان نزد هم مدرسه ئی بزرگترش Joe Satriani که در آن محل گيتاريست شناخته شده ای بود به فراگيری درسهای گيتار پرداخت. او برای هر جلسه ۵ دلار می پرداخت و پس از مدتی توانست کسی را پيدا کند تا با هم از ستريانی درس بگيرند تا بتوانند هر کدام ۵/۲ دلار بپردازند. استيو تقريبا ۳ سال نزد ستريانی به فراگيری گيتار پرداخت.

او پس از عضويت در چند گروه محلی، Long Island را ترک کرد و در سال ۱۹۷۸ در ۱۸ سالگی به مدرسه موسيقی برکلی در بوستون رفت. او در آنجا بعنوان يک دانش آموز، تعدادی از تکنيکی ترين تصنيفات Frank Zappa را برای گيتار بازنويسی کرد و يک کپی از آهنگ Black Page را برای خود Zappa فرستاد. زاپا شديدا تحت تاثير نوازندگی اين گيتاريست جوان قرار گرفت و پس از ملاقاتی با او، از استيو دعوت کرد که به گروهش بپيوندد.
بدنبال آن استيو جوان به همراه زاپا در تور سراسر جهان شرکت کرد و در چندين آلبوم نوازندگی گيتار را بعهده داشت تا اينکه گروه زاپا را برای ادامه کار انفرادی ترک کرد. اولين کار انفرادی اش که خودش آنرا تهيه کرده بود، ضبط و پخش کرد. اين کارها دو آلبوم بودند بنامهای Flex-Able و Felx-Able Left Over که در سال ۱۹۸۴ منتشر شدند. هردوی اين دو آلبوم استعداد و توانائی وای را در نوازندگی و آهنگسازی نشان می داد، که البته هنوز شديدا تحت تاثير فرانک زاپا بود.
پايان قسمت اول...

لینک
جمعه ٢٥ مهر ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Sepultura (قسمت دوم)   


در سال 1985 اولين كار آنها به كمك گروه برزيلی Overdose به بازار عرضه شد.  Bestial Devastation بعنوان كار اول از لحاظ كيفيت ضبط صدا و نشر بسيار ضعيف بود و تيراژ پائينی داشت.

اولين كار مستقلانه گروه به نام Morbid Vision (بصيرت بيمار) در سال 1986 منتشر و در فاصله حدوداً يكسال بعد Schizophrenia (روان پريشی) نيز تهيه گرديد.

موسيقی و سبك گروه نمونه بارزی از سرعت و تغرض و هيجان است كه می تواند به دليل توجه و مشغوليت ذهنی اعضای گروه نسبت به شرايط اجتماعی نامناسب، ضعيف و فقيرانه سرزمين مادريشان برزيل باشد.

گروه بدليل توجه مونت كورنر از استوديوی معروفRoad Runner و تهيه كننده معروفی بنام اسكات بورنز در شهر ريو برزيل در سال 1989 با ضبط آلبوم جديدی بنامBeneath the Remains  شهرت يافت و مورد توجه ديگران قرار گرفت. با تلاش ديويد بيرن در تلفيق سبك موسيقی پير و باستانی برزيلی و رساندن موسيقی آمازونی به گوش مردم آمريكای شمالی در اين آلبوم اين كار گروه يكی از سرشناسترين متدهای متفرقه در سبك متال می باشد.

ملاقات با گلوريا بوژنوفسكی در فستيوال ديناموی هلند و ملاقات با مدير سكريد ريخ در سال 1990، منجر به تهيه دوباره Schizophrenia گرديد.

علی رغم موفقيت در اروپا و آمريكا سپولترا برزيل را ترك نكرد و در كنسرت های راك من جمله 1990 ريو شركت كرد.Arise  در سال 1991 تهيه گرديد و به پرفروش ترين كار شركت Road Runner مبدل شد.

در سال 1993 آلبوم ديگری بنام Choas A.D كه نشان دهنده انعطاف گروه در تهيه آلبومها به سبك مختلف متال است. ميتوان گفت اين كار نمونه ای بارز در سبك Punk است.

پانك: جنبشی نوين در سبك موسيقی Rock و در اواسط دهه 70 كه شامل 2 پارامتر مهم است.

1-     واكنش شديد در برابر مستقر شدگان و هنرمندان راك مسلط و سلطه گر و بازاری تجاری.

2-     پرخاشی علنی برعليه جامعه بی اصالت، كه از گروه های معروف در اين سبك می توان از گروه  Sex Pistols نام برد.

در سال 1994 يك پروژه متفرقه از خواننده و گيتاريست سپولترا (مكس كاوالرا) و گيتاريست و خواننده فاج تونل ( آلكس نيوپورت) كه هر دو در حال حاضر فونيكس آريزونا آمريكا ساكن هستند بنام Point Black تحت نام گروه نيل بمب Nail Bomb تهيه گرديد، در زمانی كه درست بعد از برگزاری آخرين اجرای زنده در تور مينستری Ministry در سان ديگو و در يك جشن پس از اجرا ماكس و آلكس با هم در حال صحبت و تجزيه و تحليل كار هر دو گروه بودند. ماكس بدليل نزديك بودن زمان تولد پسرش (Zyon) تصميم نداشت مانند بقيه اعضای گروه كه در حال رفتن به برزيل بودند، برگردد. اما او بيكار نماند و طبق توافقات دوستانه ای كه با آلكس بعمل آمد تصميم گرفته شد كه در فونيكس چند ترانه به همكاری يكديگر تهيه گردد. آنها حتی اسمی برای اين اشتراك نداشتند. اما بالاخره نيل بمب تنها به اميد ميخكوب كردن ديگران برگزيده شد. عمليات ضبط صدا و ميكس و بقيه كارها توسط شركت Road Runner صورت گرفت و نتيجه آلبوم Point Black بود كه كاری دو نفره را با كيفيت عالی و با جانب داری متعصبانه از سبك پانك Punk نشان می داد.

در سال 1966، آلبوم Roots كه يكی ديگر از قابليتهای گروه را در سبك موسيقی متال نشان می دهد. در اين آلبوم و آلبوم Choas A.D بسياری از تم های موسيقی آمريكای جنوبی در تهيه موسيقی استفاده شده و ادغام اين نوع موسيقي با موسيقي متال از ابداعات در اين سبك می باشد. بعد از چند دوره موفقيت، يکباره گروه دچار افت شديدی شد . آن آلبومی بود که آنها از گروههای ديگر و مخصوصا برزيلی بازنوازی کرده بودند. از معروفترين آن می توان از آهنگ Symptom of the Universe، کار سالهای دور گروه Black Sabbath ياد کرد. اسم اين آلبوم Blood Rooted بود که در سال 1997 ريليز شد. مكس Sepultura را ترك گفت و گروه جديدی را بنام Soulfly تاسيس کرد. سپولترا با استخدام عضو جديد Derrick Green دست از فعاليتهای خود برنداشت. با توجه به تغييرات زيادی كه در سبك كار بسياری از گروههای همرديف در Trash Metal و Metal بوجود آمده است، در سال 1999 آلبوم ديگری بنام Against تهيه و ارائه شد كه نشان دهنده پايداری اعضای گروه نسبت به عقايد و روش خاص كار بود. از کارهای جديد گروه می توان به Nation محصول سال 2001 و Roorback ساخته 26 ماه می سال 2003 اشاره کرد.

پايان

 

منبع: کتاب ريشه ها

  

لینک
سه‌شنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Sepultura (قسمت اول)   

 
Thrash Metal ترش متال اين سبك از موسيقی متال كه مملو از ريتمهای مختلف به همراه صدای مخرب Distortion گيتار الكتريكی كه با صدای غيرطبيعی خواننده تركيب شده است، قفط برای تاثيرگذاری هر چه بيشتر مضامين اشعار خاصی استفاده می شود كه تنها هدف آن در تلاش برای نمايش ترس از دنيای مدرن و پوچ امروزی، مرگ بدليل معضلات بی ارزشی چون: اعتياد، جنگ، اضطراب در مواجه شدن با فرهنگهای
نا آشنا و مخرب، تنفر از وضعيت نامناسب موجود، پرخاش به دولتمردان و سردمداران حاكم كه با واقعيتهای زندگی انسانی و معتقدانه بيگانه اند، سير می كند.

طبق گفته های خود اعضای Sepultura سپولترا (سپولچرا) گروه هرگز در برخورد با اين نوع تفكرات كنار نيآمده اند و تاثير عميقی كه نابرابريها و فساد موجود در جامعه فقير برزيل و كل جهان در روحيه آنان گذاشته است باعث بوجود آمدن گروهی موفق و پرمايه در زمينه موسيقی متال بنام Sepultura گرديده است.

آلبومهای موفق گروه مانند Arise و Chaos A.D. كه از آهنگهای معروف آن می توان از Under Siege، Arise، Desperate Cry، Territory، Refuse/Resist نام برد، كه انتقادات گروه را در زمينه انزجار از بی دينی و جنگ به زيبائی نشان می دهد. اشعاری چون Kaiowas اعتقادات سنت گرايانه و فرهنگ قوی آمريكای لاتين را در حفظ ارزشهای واقعی نشان می دهد.


پسران وحشی برزيلی در اين دو آلبوم و آلبوم
Roots خود را كمی از سبك ترش متال كنار كشيده اند. اين نقطه عطف در سبك گروه، كه با يك رزنانس و رابطه گرفته شده از سنتها و تلاشهای فرهنگ قديمی و غنی برزيل شانه خالی می كرد ارتباط معكوس دارد.

عدم توجه تهيه كننده آلبومArise  به آنها يك روش انتقام جويانه و متخاصمانه نشان داد كه بطور كامل به كل آلبومهای بعدی نيرو می داد. همچنين يك آزمايش محتاط آميز در ريتمهای آمريكايی موجود در Refuse/Resist ، آواهای ناموزون تلاوت بعضی دعاهای باستانی برزيلی در Amen از موارد قابل توجه در اين سبك هستند كه بسيار كم نظيرند.

با شجاعت و كنجكاوی زيادی كه گروه در تهيه كارهايشان نشان داده است نام گروه و آلبومهای اخيرشان يكی از عناصر مهم تاريخی و با شكوه در رده كارهای بيادماندنی و مبتكرانه موسيقی متال قرار گرفته است.

Sepultura در سال 1984 در بلو هوريزونت برزيل توسط برادران كاوالرا ( ايگور كاوالرا  Igor Cavaleraمتولد 24 سپتامبر 1970 در برزيل بعنوان درامر و مكس كاوالرا Max Cavalera متولد 4 آگوست 1969 در برزيل بعنوان گيتاريست و خواننده)، پائولو جي آر Paulo J.R. ( متولد 30 آوريل بعنوان بيسيست) و گيتاريست گروه جيروتی كه در آوريل 1987 با آندرياس كيسر Anderias Kisser (متولد 24 آگوست 1968) جايگزين گرديد، در زمانی كه سبك متال در برزيل همه گير شده بود شكل گرفت.

سپولترا كه در اصل يك واژه پرتغالی به معنای گور می باشد و همانطور كه از نام گروه مشخص است اين واژه مخاطب را به ذات و حقيقت موزيكی، كه با ترس و تخريب و مبارزه تا مرگ قرارداد بسته است راهنمائی مي كند. سبك كار گروه جزو زير گروه سبك خاصی از متال بنام ترش متال است كه نوع كار گروه بدون تاثير از گروههای فعال ديگری در اين سبك مانند Slayer و Venom نيست.

پايان قسمت اول...

لینک
شنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی

   Mister Troy Stetina   


بچه های گيتاريست سلام. خوبين؟ اينم از ريتمهای کتاب Heavy Metal Lead Vol 1&2 اميدوارم به دردتوون بخوره. فکر کنم اونائی که تو اين کتاب موندن، خاطره زياد داشته باشن ازش.



 Click to see the Rhythms

Heart     Heavy     Open Fire     Drastic     Revenge

لینک
پنجشنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Troy Stetina (قسمت چهارم)   


"شهرت يعنی تغزيه غرور خودتون برای اينکه احساس کنين مهم هستين. به من توجه کنين! وجود من موجه هست، چرا که من مرکز توجهم. خب، البته خواستار احساس مهم و ارزشمند بودن هيچ ايرادی نداره. ولی اين یه کم احمقانه بنظر می رسه که براش خيلی کار کنی، منظورم اينه که ما درباره درمان سرطان يا جنگ پايانی، يا هر چيز خيلی مهم اينجا صحبت نمی کنيم. اين فقط گيتار زدن بخاطر مسيحه! بهتره که يه چهره متعادل از زندگی رو حفظ کنيم. در يک سطح عميقتر، ما به سادگی، ارواح بشر در جستجوی هدف و شادی هستيم و تا اون سطح هممون يکی هستيم. فکر می کنم اين خيلی مهمه که بفهميم واقعا موفقيت در صنعت موسيقی چی هست و چی نيست. اين تا اندازه ای مربوط می شه به موسيقی و استعداد. همچنين مربوط می شه به زمان بندی، خوش شانسی، کار سخت، بازاريابی و در خيلی از موارد تمايلی به يه کم خل بودن! مثل يه تصادف ماشينی که از عابران توجه می گيره. بعضی از مردم خوش شانس، سخت کار می کنند و درهای شانس هم به روشون باز می شه. به بقيه موقيتهای ديگری اهدا شده. اگرچه ما دوست داريم تا وانمود کنيم خودمون موفقيتهامونو ساختيم، ولی حقيقت اينه که هيچکس واقعا کنترلی بر اونچه که توی زندگی براش اتفاق می افته نداره. ما همه، حداکثر تلاشمونو می کنيم، ما می تونيم و با چيزهائی که زندگی جلومون ميندازه معامله می کنيم و فقط بخاطر همينه که بعضيا نمی تونن فرصت مناسب رو برای عضوی از ماشين صنعت موسيقی شدن بدست بيارن. اين به اين معنی نيست که اونا يا موسيقی اونا از ارزش کمتری در يه سطح هنری برخورداره. اين فقط به اين معنی که اون اجتماع بطور کلی برای پذيزفتن اون در يک مسير بزرگ آماده نيست. مطمئنا من ترجيح ميدم که CD های بيشتری بفروشم. اما اين مهمترين چيز در زندگی من نيست. اهداف من راجع به گسترش يه کمی بيشتر مهربونی تو اين دنياست. من احساس خوش شانسی می کنم که يه سابقه ۲۳ ساله تو موسيقی دارم و هميشه سعی می کنم برای کارهائی که دوست دارم به اندازه درآمدم خرج کنم. خب حداقل بيشتر مواقع اين کار رو کرده ام. همچنين احساس رضايت می کنم از تدريس و تعليم و بوجود آوردن هزاران گيتاریست. مسلما هميشه می تونست بهتر باشه اما من خيلی خوب اين کار رو کردم و بخاطرش احساس خوشنودی می کنم."
جدای از موسيقی علائق تروی شامل: فلسفه، روانشناسی، فيزيک کوانتوم، پديده های روانی، مطالعات اسرار آميز و ورای درک انسانی می شود. او ۱۴ سال است که با Lead Vocalist سابق خود Shauna، کسيکه با او در پروژه سال ۱۹۹۲ Set the World on Fire همکاری کرد، ازدواج کرده است. آنها صاحب دو پسر(به نامهای Zack که ۶ ساله است و Jeremy که ۲ سال دارد)هستند و همانطور که خواهيد ديد مقرر شده تا آنها تبديل به قهرمانان گيتار بشوند.
"مطمئنا موسيقی دارای ارزشه. من واقعا ازش لذت می برم. اما خيلی چيزهای مهمتر ديگری برام هست. [اين عکس يکی از اوناس]
                     
چيز مهم ديگه اين جهنمی که در اطراف دنيای ما وجود داره. برای من اينطور بنظر می رسه که اون بسمت مردمی پائين می ياد که به ديگران احترام نمی ذارن. اونائی که اشتياق دارن که برای کسب منافع خودشون به ديگران ضربه بزنن ولی واقعا در درون خودشون خوشحال نيستن. ايده من اينه که اگه هر کدوم از ما مسئوليتی رو در قبال چيزهائی که زندگی ما رو در جهت بهتری قرار می دن، می گرفتيم و منصفانه و با احترام با ديگران رفتار می کرديم، مطمئنا در دنيای بهتری زندگی می کرديم. حالا اين هدفی خيلی با ارزشتر از ستايش خود و شهرت است. به هر حال اين آرمان شخصی منه. من می دونم که مهربونی با مهربونی عمومی Heavy Rock ناسازگاری داره. اين پارادوکسی ئ که من حدس می زنم، شايد هم نباشه. من شما رو تشويق می کنم که در موسيقی ای که خلق می کنيد بر عليه ستايش بی خردانه اعتياد و خشونت که اسطوره رو جاودان می کنه، برخيزيد و همينطور شما تشويق می کنم که حداقل به موجهائی که خلق می کنين فکر کنين، وقتی که دارين در جريان زندگی حرکت می کنين.
برای تک تکتون بهترين آرزوها رو برای موسيقيتون و کار موسيقيتون دارم. صلح، عشق و تمام چيزهای خوب."
پايان

با تشکر فراوان از ميثم محمدی و stetina.com


لینک
دوشنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Troy Stetina (قسمت سوم)   


بعنوان يک گروه،‌ يک مشکل برای تروی هميشه اين بود که علائق او برای جمع کردن در Style يک گروه خيلی گوناگون بود. با اين حال او در اواخر دهه ۸۰ گروهی با نام Assent تشکيل داد که خواننده آن زنی بود به اسم Shauna Joyce، درامر Don Terkel و Mik Rome بعنوان بيسيست.
"من Heavy Metal رو دوست داشتم، پاپ ملوديک رو دوست داشتم، Punk رو دوست داشتم و همچنين موسيقی کلاسيک رو دوست داشتم. من واقعا همه سبکهارو دوست داشتم، هر چيزی که خوب بود. خب من يه آهنگ رو در يه سبک می نوشتم و احساس می کردم آنچه که می خواستم بگم رو در اون گفتم و بعد يه آهنگ ديگه در يه جهت ديگه. وقتی که ما برای تبديل Demo هامون به رکوردهای اسم دار رفتيم، نمی دونستيم کدوم طرفی بايد بريم! منظورم اينه که ما ۴ نوع Demo ی مختلف داشتيم."
تروی سرپرست بخش مطالعات گيتار Rock در مدرسه عالی شد و برنامه آموزش دیپلم گيتار Rock را توسعه داد. اما او ناراضی شد و در سال ۹۳ برنامه را رها کرد و برای کار با موسيقيدانهای مختلف به N.Y رفت و بعد از آن در سال ۹۴ در L.A، همانجائی که او بطور کوتاه با اسطوره دهه ۸۰، Do Dokkan، کار کرده بود،‌ مدتی را گذراند. بالاخره تروی تشخيص داد که می تواند برنامه خود را هر جا که بخواهد طراحی کند و در نهايت تصميم گرفت که به ميلواکی برگردد، نزديک ناشر خود، برای برپائی استوديوی شخصی و فرستادن ايده های جديدش بروی Disc .

در بازگشت دوباره به ميلواکی او استوديوی ضبط خود Artist Underground را بنا کرد و گامی فراتر در توليد موسيقی جدی و با کيفيت بالا، نهاد. پروزه اول او در استوديوی جديد، کار Instrument خودش Exottica بود. بعد از آن او شروع به توليد،‌ برای گروههای ديگر کرد.
"خيلی از مردم برای مدت زيادی از من می پرسيدن که آيا من کار Instrument ی بيرون دادم؟ خب راستش من واقعا هيچوقت در موسيقی بدون کلام بزرگ نبودم. موسيقی همراه با Vocal گستردگی و وابستگی خيلی بيشتری داره. اما در آغاز کار در اواسط دهه ۹۰ ايده های Instrument زيادی به ذهنم رسيد. برای بيرون کشيدنشون اونطور که می خواستم لازم بود که تجهيزات استوديو رو ارتقا بدم. بعد از کلی جستجو رفتم به سراغ کار با کامپيوتر اما اون خيلی سختر از اون چيزی بود که بايد باشه. من ۴ ماه وقت صرف کردم برای عيب يابی کارم تا بتوانم اونو درست انجام بدم. من هرگز نمی خواستم که يه متخصص کامپيوتر بشم، اگرچه که خوشحالم که تونستم اون کارو بکنم. من Exottica رو اونجوری که می خواستم صدا بده، ساختم و هنرمندانه منو ارضا کرد. چندتا از بهترين اجراهای من اونجاس. Heavy و هدفمندانه ملوديک. تعداد زيادی Tonalite های درهم گره خورده و تنشهای متضاد اتفاق می افتن، تعدادی Solo های پرشور و آهنگهائی که فکر می کنم خيلی زيبا هستند. سود ديگه اين کار اين بود که من استوديو را باز کردم برای توليد باکيفيت گروههای ديگه. همون چيزی که برای مدت زمان زيادی می خواستم انجام بدم."
اگرچه تروی بوسيله خيلی ها بعنوان يکی از بهترين نوازندگان دنيا معرفی شده، اما او بدنبال رسيدن به معروفيت در سطحی گسترده و موقعيت يک ستاره Rock نيست.
پايان قسمت سوم...

لینک
جمعه ۱۱ مهر ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Troy Stetina (قسمت دوم)   


"من اين اجرای زنده از Ozzy را در سال ۱۹۸۱، درست قبل از مرگ Randy ضبط کردم. فکر کنم يه اجرا تو Memphis بود. اون نوار باعث ايجاد پيوند در من شد. چيزی در Tone صداش و نتهائی که انتخاب می کرد بود، که توجه منو واقعا جلب کرد. من همه چيزو با گوش از اون نوار ياد گرفتم. Randy مسلما يکی از تاثيرات بزرگ من بود. هنوزم کاراشو دوست دارم. اونا سنگين بودن اما هدفدار و در عين حال ملوديک و اون يکی از چيزهائی هست که من همچنان بخاطرش در موسيقی خودم تلاش می کنم."
تروی شروع به تدريس خصوصی گيتار در يک مغازه محلی بطور پاره وقت کرد و سريعا کشف کرد که او هنر درس دادن و آموزش را در اختيار دارد. استتينا بسرعت بعنوان يکی از بهترين معلمها در ايندياناپليس مشهور شد. زمانيکه برخورد شانسی او با Will Schmid نويسنده و ويراستار انتشارات Hal Leonard در مغازه رخ داد، فرصت نوشتن يک متد آموزشی Heavy Metal محقق شد. کار اول او بخاطر مشکلات Copyright هرگز چاپ نشد. ثمره دومين تلاش تروی، کتاب Original و بسيار موفق Heavy Metal Rhythm Vol.1&2 بود و پرفروشترين متد Lead Guitar پس از آن بسرعت روانه بازار شد.

"معلمان خوب لزوما نبايد نوازندگانی خوب باشند و همچنين نوازندگان خوب نبايد حتما معلمانی خوب باشند. چرا که ايندو هر کدام مهارتهای کاملا متفاوتی را می طلبند. من خيلی خوش شانسم که واقعا در هر دو زمينه موفق هستم، اما اگر مجبور بودم که يکی رو انتخاب کنم،‌ هميشه اين احساس رو داشتم که در درجه اول يک نوازنده هستم و بعد از اون يک معلم و نويسنده. هنوزم نوشتن احساس يه کار زياد رو برام داره، مخصوصا وقتی که مشغول ضبط يا ساخت اثری هستم. اون موقع تمام ساعتهای شبانه روز هم کم هستن."
تروی در سال ۱۹۸۶ به ميلواکی رفت تا کرسی استادی در مدرسه عالی موسيقی Wisconsin را دريافت کند. بيشتر از تعداد کمی گوش متوجه به حساب آوردن Heavy Metal Guitar در مدرسه سنتی موسيقی شده بودند! با اين همه او توانست احترامی همراه با غبطه را جلب کند. تروی مختصرا تئوری پيشرفته موسيقی را در مدرسه عالی برای درک هرچه بيشتر بنيان پيچيده موسيقی کلاسيکی که او اجرا می کرد، تدريس کرد.
"من چندتا Solo از ۲۴ کاپريس پاگانينی و همچنين رقص زنبور عسل را در مراسم مدرسه عالی اجرا کردم. می دونين با يه صدای بلند و يه ديستروشن کاملا متال. علاقه من به موسيقی کلاسيک دو جانبه بود. من ظاهر تنش زا و کیفيت دراماتيک خود موسيقی رو دوست داشتم. دوم اينکه، اون يه مبارزه طلبی تکنيکی بود. اگه می تونستم اونو بزنم اين احساس رو داشتم که قادرم هر چيز ديگه ای رو بزنم. من هميشه خيلی بيشتر علاقمند بودم که قطعات واقعی کلاسيک رو با گيتار الکتريک اجرا کنم تا اينکه ايده های کلاسيک رو با موسيقی راک منطبق کنم. احساس می کردم که موسيقی آهنگسازان کلاسيک کامل بود، مخصوصا بتهوون، اون بهترينه. من اون موسيقی رو برای خشنودی خودم اجرا می کردم، نه برای معروف شدن يا برای فروش رکوردهام."
پايان قسمت دوم...

لینک
سه‌شنبه ۸ مهر ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Troy Stetina (قسمت اول)   


Troy Stetina تروی استتينا يک گيتاريست جهانی و يک استاد موسيقی است که صاحب بيش از ۲۵ متد آموزشی Rock و Heavy Metal می باشد و همين امر باعث حسن شهرت او شده. کتابهای او بالغ بر ۴۰۰.۰۰۰ نسخه فروش کرده است. او همچنين نوازنده Solo و نويسنده افتخاری و پرسابقه مجله Guitar One می باشد. بعلاوه او استوديوی ضبط خود Artist Underground را در ميلواکی، ويسکانسين Wisconsin اداره می کند.
سالهای اوليه:
تروی در ۱۶ نوامبر سال ۱۹۶۳ در اينديانا متولد شد وی جوانترين عضو يک خانواده سرشناس در موتورسواری المپيک بود. تروی در سلسله مسابقات رقابتی موتورسواری آمريکا بزرگ شد و توانست چندين مدال ملی کسب کند. اما مسابقه دادن ضرورتی خانوادگی بيش از يک انتخاب شخصی بود ولی موسيقی عشق واقعی تروی محسوب می شد. مادر او يک خواننده چيره دست اپرا بود که از علاقه پسرش به موسيقی حمايت کرد و زمانی که تروی در ۱۲ سالگی از علاقه اش به گيتار الکتريک صحبت کرد، مادرش برای او يک گيتار ۶۰ دلاری، مخصوص مبتديان و يک آمپلی فاير AMP تمرينی کوچک خريد.
"اوون يه طرح Fender ارزون به اسم Apollo بود. ولی کار کرد! من در يک گروه توی مدرسه، کلارينت Clarinet می زدم پس بلد بودم که موسيقی رو بخونم و شروع کردم به زدن کتاب Alfred's Basic Guitar. بعد از مدتی يه نفر به من طرز گرفتن Chord های باره و آزاد رو نشون داد. وقتی ۱۳ ساله يا کمی بيشتر بودم شروع کردم به يادگيری آهنگهای Kiss با گوش. بعدش به شدت افتادم توی Aerosmith و يه کمی هم Led Zeppelin و Rush و...و گروههای Hard Rock اواخر دهه ۷۰ "

اولين گروه زيرزمينی او Private Wave نام داشت. بعد از تغيير چند عضو، آنها در مسير سنگين تری حرکت کردند و سرانجام نام گروه به Wraith تغيير يافت. آنها چند کار Original خودشان را ضبط کردند. پس از فروپاشی گروه، تروی به يک گروه بنام Titan که در کلوپها می نواختند پيوست. در ۱۸ سالگی مسيرش کاملا برای او مشخص بود. او بورسيه تحصيلی در رشته فيزيک فضائی را رد کرد، موتور سواری را کنار گذاشت و با هر دوپای خود بدرون دنيای موسيقی پريد!
"بايد بگم، نگاه کردن به عقب و اون تصميم، واقعا الان پرمخاطره بنظر می رسه. من مطمئنم به پسرم نصيحت می کنم که به دانشگاه بره. مخصوصا زمانيکه شخصه ديگه ای بخاد مخارجشو بپردازه. اما خب اون تصميم برای من خوب بود و حدس می زنم که تو راه درستی بودم البته بعدا فهميدم که علاقه من به کيهان شناسی خيلی بيشتر از يه جستجوی شخصی برای حقيقت و وجود خدا بود. این يه منطق فيلسوفانه از فيزيک جديد و مکانيک کوانتوم بود که منو به خودش علاقمند کرد. پس فکر نمی کنم که رفتن به اون راه کار درستی بود. رياضيات مسلما منو می سوزوند."
علاوه بر تاثيرات گروههای Hard Rock مثل Kiss و Aerosmith و گروههای مختلف Rock اواخر دهه ۷۰، تروی به Van Halen و Randy Rhoads بعنوان منابع اصلی الهام او در زمانی که بصورت جدی شروع به گسترش مهارت خود در نواختن Lead Guitar کرده بود، استناد می کند. از سوی ديگر، سبک متاثر از موسيقی کلاسيک Randy دوباره علاقه او به موسيقی کلاسيک را که ريشه در دوران کودکی او داشت برانگيخت و او شروع کرد به يادگيری قطعاتی از باخ و پاگانينی.
پايان قسمت اول...


لینک
شنبه ٥ مهر ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی

   بررسی موسيقی Joe Satriani (قسمت سوم)   


سترياني در سال 96 با Pat Martino نوازنده بزرگ Jazz در ضبط دو آهنگ Ellipsis و Never & After برای آلبوم All Sides Now همكاری كرد. همچنين در نوامبر همان سال آلبوم A ـ Merry Axemas Guitar Christmas به كوشش Vai منتشر شد كه در آن 11 نوازنده برتر گيتار از جمله Jeff Beck ، Eric Johnson ، Steve Morse ، Richie Sambora ، Brain Setzar Orchestra ، Wayne Shephard Kenny و Satriani هر كدام يكي از آهنگهای كلاسيك كريسمس را انتخاب و اجرا كردند. فوريه سال 1998 تك آهنگ (Single)Ceremony  (از آهنگهای Crystal Planet) در امريكا عرضه شد و به دنبال آن در مارس 1998 هشتمين آلبوم جو، Crystal Planet به تهيه كنندگي Mick Fraser (تهيه كننده G3 ، Metallica ، AC/DC) منتشر شد. در همان ماه آهنگ Summer Song نامزد جايزه Grammy شد و تور بزرگ Crystal Planet در آمريكا آغاز شد.

در ماه مي سال 1998 تور G3 در اروپا همراه Uli Jon Roth (گيتاريست گروه Scorpions) و Michael Schenker (گيتارست معروف گروههای Scorpions,UFO) برگزار شد. از نكات استثنائي اين تور اين بود كه در لندن Brain May (گيتاريست گروه Queen) و در فرانسه Patrick Rondat (گيتاريست سبك Newage که در دو آلبوم Jean-Michel Jarre همكاری داشته) به عنوان نوازنده مهمان اجرا داشتند. در ماه جولای همان سال ادامه تور Crystal Planet برگزار شد. همچنين آهنگ A Train Of Angles (از آلبوم Crystal Planet) در سال 1999 نامزد جايزهGrammy  شد.

14 ژوئن سال 2000 يكي ديگر از آلبومهای سترياني Engines of Creation، توسط Epic منتشر شد. در هزاره جديد سبك سترياني هم در اين آلبوم تغيير كرد و زمينه شناخته شده راك آهنگهايش جايش را به زمينه تكنو و الكترونيك داد، البته با همان ملودی های سرعتي، با ابهت و (سترياني يي). اين آلبوم شايد برای خيلي ها به خصوص گيتاريست ها، بيگانه باشد. او در اين اثر به دنيای DJ ها و Re-mixer ها پا نهاده و با استفاده از استعداد و خلاقيتش بين گيتار و تكنو، پيوندی به وجود آورده است.

سال 2001 در ادامه تورهای G3 سترياني و دوست باوفاش  Vaiاين بار با John Petrucci (گيتاريست گروه Dream Theatre) به برگزاری تور پرداختند. اجرای زنده بعدی سترياني Live In San Francisco بود كه در 19 ژوئن 2002 عرضه شد. لازم به ذكر است كه جو قبل از  San Franciscoبا گيتاريست های زبردستي همچون ويني مور Vinnie More و دوست هميشگي خودVai  اقدام به اجرای زنده ديگری كردند. نكته قابل توجه اين كنسرت اين بود كه علاوه بر نوازنده بيس جو، بيسيست گروه ويني هم حضور داشت، يعني اجرای آهنگها به همراه دو بيس كه در نوع خود بي نظير است.

آخرين آلبوم سترياني با نام Strange Beautiful Music در 25 ژوئن سال 2002 و با سبك Rock-Instrumental روانه بازار گرديد. جو سترياني با ارائه اين آلبوم 59 دقيقه ای اعم از 14 آهنگ بار ديگر به دنيای موسيقي خود را بعنوان استاد مسلم گيتار الكتريك نشان داد. آهنگهای Oriental Melody, Chords Of Life, You Saved My Life مهر تائيدی بر آهنگسازی اين آلبوم مي زند. سترياني با ارائه اين آلبوم نشان داد كه هنوز توانايي های خود را در ساخت آهنگهای جاوداني از دست نداده است.

پايان

 

منبع: ماهنامه گلستانه

 

لینک
پنجشنبه ۳ مهر ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی