همه چيز در دستان من بوسيله پرچم سفيد |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
بررسی موسيقی Joe Satriani (قسمت دوم)
در اكتبر سال1987، Surfing With Alien، آلبوم بعدی جو توسط Relativity Records منتشر شد و به سرعت او را به شهرت رساند. اين آلبوم بيش از يك ميليون نسخه در امريكا به فروش رفت و پلاتينيوم شد و در سطح جهانی جو را به عنوان يك عنوان يك نوازنده بزرگ گيتار مطرح ساخت. اين آلبوم برتريهای جو را در آهنگسازی، اجراهای گوش نواز، سريع و با ابهت به خوبی نشان داد. مدت زيادی از انتشار آلبوم نگذشته بود كه جو به سوژه مجلات معتبر گيتار از جمله Guitar Player ،Guitar World ،Musician و... تبديل شد. Surfing With Alien به موفق ترين آلبوم Rock-Instrumental تبديل شد. آثار جو به واسطه قابليت خيره كننده اش در نواختن آنچه احساس می كند و آنچه مردم می خواهند بسياری از آرزوهايش را برآورده كرد و موفقيتهای اقتصادی فراوانی برايش به همراه آورد.
در ماههای فوريه، مارس، سپتامبر و اكتبر سال 1988 جو در دو تور با Mick Jagger كه از Rolling Stones جدا شده بود به عنوان نوازنده Lead Guitar شركت كرد. در نوامبر 1988 او آلبوم Dreaming #11 را منتشر كرد كه سه آهنگ آن در 11 ژوئن همان سال در تور Surfing With Alien در San Diego ضبط شده بود. اين آلبوم دومين نامزدی جايزه Grammy را نصيبش كرد. همچنين در اين سال در يكی از آلبومهای Stuart Hamm بنام Radio Free Albemuth برای سه آهنگ گيتار زد.
اكتبر 1989 آلبوم بعدی جو بنام Flying in a Blue Dream منتشر شد كه به زودی به آلبوم موفقی تبديل شد. به خاطر اين آلبوم او برای سومين بار نامزد جايزه Grammy شد و آلبوم جو بيش از 000/750 نخسه به فروش رفت. در اين آلبوم ستريانی در شش آهنگ به عنوان خواننده هم ظاهر شده است. سال 1991 ستريانی به همراه Vai در آلبوم Hey Stupid با Alice Cooper همکاری کردند. پس از تقريبا دو سال نوشتن و ضبط، آلبوم بعدی جو آماده شد. جولای 1992 آلبوم The Extremist به بازار آمد و به يكی از بزرگترين موفقيت های تجاری او تبديل شد. آهنگ Summer Song چهارمين نامزدی جايزه Grammy را نصيب او كرد. از اين آهنگ بعدا در تبليغ واكمن Sony استفاده شد.

سال 1993 در ماه اكتبر آلبوم Time Machine (دو CD) با آهنگ هائی جديد و چند اجرای زنده به بازار آمد. اين آلبوم به موفقيتهای زيادی دست يافت و پنجمين نامزدی Grammy را نصيبش كرد. سال 1994 ستريانی به همراه گروه مطرح هارد راك Deep Purple به جای گيتاريست گروه Ritchie Blackmore در چند تور در ژاپن و اروپا شركت كرد و پس از آن دوباره بر سر كار خود برگشت. او با Deep Purple هيچ ضبط استوديويی نداشت.
اكتبر سال 1995 هفتمين آلبوم او با نام Joe Satriani منتشر شد. تهيه كنندگی اين آلبوم را Glyn Johns بر عهده داشت و آهنگ My Worid برای جايزه Grammy نامزد شد. Glyn Johns تهيه كننده افسانه يی را كه قبل از اين تهيه كننده آلبومهای Honk Tonk Woman و Jumping Jack Flash (Rollin Stones) ،Let It Be (The Beatles) و آلبوم Led Zeppelin بوده است.
اكتبر سال 1996 تور بزرگ G3 (مخفف Ghiddrah 3 به معنای سه گيتاريست) با شركت Vai دوست قديمی جو و Eric Johnson در آمريكای شمالی در مقابل جمعا 90 هزار تماشاچی 24 بار اجرا شد. همچنين مه 1997 تور G3 در اروپا با همراهی Vai و Adrian Legg برگزار می شود. 15 ژوئن 1997 تور G3 به همراه Vai، و گيتاريست جوان سبك راك - بلوز Wayne Shephard Kenny از پيروان Steve Ray Vaghaun و نوازنده ديگری بنام Robert Fripp (گيتاريست و نوازنده كيبورد سبك Progressive Rock/ Art Rock ، نوازنده گيتار در گروه مطرح King Crimson بين سالهای 69 تا 74) در امريكا شروع می شود و در نوامبر همان سال خاتمه می يابد. آلبوم G3 in Concert در ژوئن 1997 منتشر شد.
اين آلبوم شامل يكی از كنسرتهای تور G3 در سال 96 به همراه Vai و Johnson بود كه تحسين همگان را بر می انگيخت. در اين آلبوم هر كدام از اين سه گيتاريست سه آهنگ را با گروه خود اجرا كردند و در آخر بطور دسته جمعی آهنگهای:
Going Down ،Red House و My Guitar Wants Kill Your Mama را اجرا كردند.
پايان قسمت دوم...
| لینک | دوشنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی |
بررسی موسيقی Joe Satriani (قسمت اول)
جو ستريانی Joe Satriani در پانزده جولای 1956 در Westbury وست بری نيويورك متولد شد. در سن چهارده سالگی (1970) پس از مرگJimi Hendrix ، گيتاريست افسانه ای راك و آشنا شدن با موسيقی او، به راك و نوازندگی گيتار (همانند اينگوی مالمستين Yngwie Malmsteen) علاقه مند شد، تيم فوتبالی را كه در آن بازی می كرد ترك گفت و به سراغ گيتار رفت.
او پس از مدت كوتاهی، تقريبا يك سال، به تدريس نوازندگی گيتار به ديگران در وست بری پرداخت. جو برای هر جلسه تنها 5 دلار دريافت می كرد. استيو وای Steve Vai يكی از شاگردان او در اين دوره است كه هر دوی آنها به يك دبيرستان می رفتند.
جو در سال 1974، زمان كوتاهی را نزد دو نوازنده بزرگ Jazz مدرن، Billy Bauer (نوازنده گيتار) و Lennie tristano (آهنگساز و نوارنده پيانو) به يادگيری تكنيكهای نوازندگی و آهنگسازی گذراند. در سال 1978 به برِكلی در كاليفرنيا رفت و در آنجا به مدت 10 سال به آموزش گيتار پرداخت.
ستريانی در اين مدت شاگردان زيادی را تربيت كرد كه معروفترين آنها عبارتند از : Kirk Hammett (گيتاريست گروه Metallica)، Larry Lalonde (گيتاريست گروه Primus)، David Bryson (گيتاريست گروه Crows Counting)،Charlie Hunter گيتاريست Jazz ،Alex Skolnick (گيتاريست فعال Heavy Metal كه در گروههايی مثل Megadeth, Slayer, Judas Priest, White Zombie فعاليت داشته است) و Stuart Hamm (نوازنده Bass كه هم اكنون در گروه Joe Satriani ، Bass می نوازد) او در سال 1979 گروهی پاپ به نام The Squares با همكاری Jeff Compitelli به عنوان نوازنده درام (كه هنوز هم درامر گروه ستريانی است) و Andy Milton نوازنده Bass تشكيل داد.
نخستين آلبوم او در سال 1984 يك آلبوم EP به نام Joe Satriani بود، شامل پنج آهنگ كه توسط شركت شخصی خودش، Rubina (بر گرفته از نام همسرش)، منتشر شد. يك سال بعد در سال 1985 ضبط اولين آلبوم كاملش را در Relativity Records به پايان رساند و آلبوم در پانرده ماه بعد در نوامبر 1986 به بازار آمد. جو كه توسط دوستش Vai به Relativity Records معرفی شده بود هزينه اين آلبوم را با سرمايه شخصی اش تأمين كرده بود. سپتامبر همان سال ستريانی به همراه گروه پاپ ـ راك Greg Kihn چند تور برگزار كردند.
| لینک | جمعه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی |
Interview with God
سلام بروبچه ها. خوبين. آقا مثل اينکه سوتفاهم شده اينجا. من روند وبلاگ رو عوض نکردم فقط و فقط يه استراحت کوچيک به انگشتام دادم بابا سرويس شدم. بی خيال. من فعلا دارم رديف می کنم که يه بيو گرافی از ستريانی بدم. ولی تا تايپش به يه جايی برسه. اين متن فوق العاده رو داشته باشيد تا اوونو برای اول هفته جديد جور کنم.
در خواب ديدم كه با خدا مصاحبه می كردم.
خدا از من پرسيد: دوست داری با من مصاحبه كنی؟
پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشيد.
خدا لبخندی زد و پاسخ داد:
زمان من ابديت است... چه سؤالاتی در ذهن داری كه دوست داری از من بپرسی؟
من سؤال كردم: چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب می كند؟
خدا جواب داد....
اينكه از دوران كودكی خود خسته می شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی اين را دارند كه روزی بچه شوند.
اينكه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می كنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز يابند.
اينكه با نگرانی به آينده فكر می كنند و حال خود را فراموش می كنند به گونه ای كه نه در حال و نه در آينده زندگی می كنند.
اينكه به گونه ای زندگی می كنند كه گويی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می ميرند كه گويی هرگز نزيسته اند.
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سكوت گذشت....
سپس من سؤال كردم:
به عنوان پرودگار، دوست داريد كه بندگانت چه درسهايی در زندگی بياموزند؟
خدا پاسخ داد:
اينكه ياد بگيرند، نمی توانند كسی را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاری كه می توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند.
اينكه ياد بگيرند، كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند.
اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند.
اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند.
ياد بگيرند، كه فرد غنی كسی نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسی است كه نيازمند كمترين ها است.
اينكه ياد بگيرند، كسانی هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند.
اينكه ياد بگيرند، دو نفر می توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند.
اينكه ياد بگيرند، كافی نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند.
باافتادگی خطاب به خدا گفتم:
از وقتی كه به من داديد سپاسگذارم.
و افزودم: چيز ديگری هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت...
«فقط اينكه بدانند من اينجا هستم»
« هميشه...»
Interview with God
I dreamed I had an interview with God
So you would like to interview me? God asked
If you have the time, I said
God smiled
My time is eternity...what questions do you have in mind for me
What surprises you most about humankind? I said
God answered
That they get bored with childhood, they rush to grow up, and then long to children again
That they lose their health to make money, and then lose their money to restore their health
That by thinking anxiously about the future, they forget the present
such that they live in neither the present nor the future
That they live as if they will never die, and die as though they had never lived
God's hand took mine and we were silent for awhile
And then I asked
As a parent, what are some of life's lessons you want your children to learn
To learn they cannot make anyone love them. All they can do is let themselves be loved
To learn that it is not good to compare themselves to others
To learn to forgive by practicing forgiveness
To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love, and it can take many years to heal them
To learn that a rich person is not one who has the most, but is one who needs the least
To learn that there are people who love them dearly, but simply do not yet know how to express or show the feelings
To learn that two people can look at the same thing and see it differently
To learn that it is not enough that they forgive one another, but they must also forgive themselves
Thank you for your time, I said humbly
Is there anything else you'd like your children to know
God smiled and said
"Just know that I am here"
"Always"
با تشکر از ranginkaman.com و interviewwithgod.net
| لینک | یکشنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی |
A Lesson Learned
اين غم از دلم بيرون نمی رود.
اين تنبيهی است از طرف همه، بخاطر اشتباهاتی که کرده ام.
در دنيايی که اعمالم از کلماتم بلندتر صحبت می کنند.
من مردم را بيشتر از هر وقت ديگری می شناسم و يک درس از همه آنها گرفته ام.
من تنهاتر از هر زمان ديگری هستم چون اين غم از دل من بيرون نمی رود...
ترجمه آهنگ A Lesson Learned از Fred Durst .
| لینک | جمعه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی |
G3 is Back
G3 2003 U.S. Tour - Joe Satriani, Steve Vai, Yngwie Malmsteen
سلام. چطورين؟ می خواستم يه خبر دست اول رو بگم. خبره بدمدل داغه: ستريانی Satriani، مالمستين Malmsteen، وای Vai، سه تا از خداترين Solo Artistها يه تور کنسرت مشترک برای امسال گذاشتن. اسم کنسرت مثل بقيه کنسرتهای مشترک ستريانی G3 هست. واااای واقعا اين کنسرت ديدن داره. اينم محل کنسرتها، اگه کسی رفت نامردی نکنه، بياد برای ما هم تعريف کنه. ايولا...
OCTOBER '03
09 Thu Dodge Theatre, Phoenix, AZ US
10 Fri House Of Blues, Las Vegas, NV US (21+ over show)
11 Sat Humphrey's By The Bay, San Diego, CA US
12 Sun Reno Hilton Theatre, Reno, NV US
14 Tue Orpheum Theatre, Vancouver, BC CA
15 Wed Paramount Theatre, Seattle, WA US
16 Thu Portland Art Museum, Portland, OR US
17 Fri Chronicle Pavilion, Concord, CA US
18 Sat Greek Theatre, Los Angeles, CA US
20 Mon Fillmore Auditorium, Denver, CO US
27 Mon Ryman Auditorium, Nashville, TN US
29 Wed The Tabernacle, Atlanta, GA US
30 Thu Ruth Eckerd Hall, Clearwater, FL US
31 Fri Kravis Center for the Arts, West Palm Beach, FL US
NOVEMBER '03
01 Sat House Of Blues, Orlando, FL US
02 Sun Saenger Theatre, Pensacola, FL US
| لینک | جمعه ۱٤ شهریور ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی |
بررسی موسيقی Chuck Schuldiner (قسمت پنجم)
چاك شلداينر كه در همه آثار خود همچون يک پيشگو سخن می گويد، در اين آلبوم، همانند مجموعه آوای پايداری به صراحت از Deja-Vu، پديده ای كه انسان در حالتی ترديد آميز گمان می برد واقعه يی جاری را در گذشته ديده بوده است، نام می برد. گرچه پزشكان به او و خانواده اش اميد بهبودی می دهند، گويا چاك به راستی از سرنوشت خود آگاه است كه تصميم می گيرد كنسرت بزرگی در لس آنجلس برگزار كند و از همه آلبومهايش، قطعاتی را برای هوادارانش بنوازد. در اين كنسرت آخر، چاك حتی قطعاتی از آلبوم نخست خود اجرا می كند. در روزهای بعد حال او به شدت به سمت بدتر شدن پيش می رود. شيمی درمانی و معالجات معمول سرطان اثری ندارند. مادرش تصميم می گيرد نوعی معالجه سنتی با گياهان دارويی را در پيش بگيرد. معالجه سرطان در ايالات متحده بسيار گران است و خانواده شلداينر همه دارايی خود را صرف مداوای چاك كرده اند.
در شرايطی كه موسيقی بی مايه و سطحی عوام پسند، دلارها را به جيب كمپانی ها، صاحبانشان و شبه هنرمندانی كه محبوبيتشان از عمر كوتاهی بر خوردار است جاری می كنند، امپراتور دث متال بيمار و با فقر دست به گريبان است.

كليه دوستداران او از همه جای دنيا كمكهای مالی می كنند و دوستانش نيز از جمله استيو دی جورجو، الكس وبستر، جك اوون، بارنی گرينوی، گروه مورتيشن و خيلي های ديگر نيز در اين كمكها سهيم اند. تستامنت Testament ، اگزوداس Exodus ، فلوتسم اند جتسم Flotsam & Jetsam، سادوس Sadus و اس.او.دی S.O.D به همراه چند گروه ديگر كنسرتی به نفع چاك تدارك می بينند. اين همه كمك مالی و روحی، و حتی روحيه سترگ خود چاك، نمی توانند بر تومور بد خيم مغز پيروز شوند و سر انجام در عصر روز سيزدهم دسامبر 2001، ساعت 16، در حاليكه تامپای فلوريدا را هوايی مه آلود و خاكستری رنگ در بر گرفته بود، چاك شلداينر، امپراتور دث متال، پس از مبارزه ای طولانی و حزن آور با تومور بدخيم مغز، سرانجام به سرنوشتی كه معتقد بود همچون حقيقتی در پس پرده سردرگمی ها او را انتظار می كشد، پيوست. بزرگ شاعر و فيلسوف دنيای متال، عبور برای يافتن نيمه حقيقی خود را از سالها قبل در اشعارش منعكس كرده بود.
مرگ او نه تنها دنيای متال، كه موسيقي مدرن را سوگوار و سياهپوش می كند و اشك از چشمان بسياری از هنرمندان و هنردوستان دنيا جاری می سازد.
يك نكته:
چاك، در پاسخ به مهيار مهی الدين، مترجم ايرانی كه اشعار او را ترجمه و منتشر كرد و برای خود او نيز نسخه ای از كتاب را ارسال كرد، پاسخی سرشار از عطوفت به همراه يك جعبه پر از هدايا و چهار CD از آلبوم هايش فرستاد.
پاپان
| لینک | چهارشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی |
بررسی موسيقی Chuck Schuldiner (قسمت چهارم)
چاك شلداينر تاريخ اجتماعی چهار دوره مذكور موسيقی متال را به خوبی می شناسد و به متال هدونيستی همچون كيس Kiss و جوداس پريست Judas Priest به شدت عشق می ورزد. او به ارتباط جامعه شناسی اين چهار دوره (سبمولوژيكال - مصرف گرايی - احساس گرايی و اخلاق گرايی) و رابطه آن با جريان مخالف كه همواره در موسيقی متال هر دوره بيان شده است(هدونيستی - وظيفه شناختی، پوچ گرايی و فرا سوی ماديات) اشراف كامل دارد. به سبب اين شناخت عميق، چاك در دوره خود آثاری را ارائه كرده كه نقطه اوج آن دوران به حساب می آيند.
و بدين ترتيب، در روزهايی كه احساس و انديشه ی كانت ذهن خلاق او را به شدت به خود مشغول داشته، آلبوم نمادين Symbolic را می آفريند. بار ديگر اثری سرشار از ادبيات ناب، موسيقی پربار و مفاهيمی عميق دنيای متال را متحول می سازد.
ترانه نمادين كه آهنگ عنوان مجموعه است، اشاره به دوران كودكی به عنوان دوران بی گناهی و روح سرشار از اميد دارد. او خود در خصوص دوران طفوليت می گويد:
هنگامی كه كودكی بيش نيستی، زيستن بس ساده و سهل است. تو به راستی از آنچه پيرامونت می گذرد، آگاه نيستی، تو قدم به قدم از بی گناهی دور می شوی. بی گناهی چيزی گران قدر و الهی است. افسوس زمانی كه آدم بالغی می شوی و درگير مشغله روزمره، به كلی آنرا از دست می دهی. بدين سان همواره در احتياج آرام بخشی به نام بی گناهی خواهی بود، اما افسوس كه اين دارو توليد و عرضه نمی شود. آن هنگام كه كودكی بيش نيستی، می توانی از دوچرخه ات بيفتی، گل و لای را ببلعی، زخمی شوی و خونريزی كنی، و دوباره سوار دوچرخه شوی... تا بيشتر و بيشتر سواری كنی.
موسيقی آلبوم نمادين سرشار از فراز و نشيب است و ملودی های جاری در آن به گونه ای غريب زيباست. شلداينر يكايك نتها را با ظرافتی كه نشانه آگاهی او از روانشناسی نت هاست و به ندرت در آهنگسازان همرده او ديده می شود، برای همه سازهای اثرش نوشته است. فراتر از آن، احساسی كه در اشعار آلبوم سيلان می كند، كاملاً با بهره گيری از اصول شعر ارسطو، همانگونه كه رمبو می سرايد، سروده شده است. در اشعار كاملاً سمبوليستی آلبوم، سخن از قضاوتها، تعصبها، ابهامها و اصالت وجود انسان گفته می شود.
از آن جا كه استوديوی جورجو و اندی لاروك گرفتار گروه های خويش اند، شلداينر با همكاری جن هاگلن(درام)، كلی كانلن(بيس) و بابی كولبل(گيتار) اين آلبوم را ضبط می كند. از يك نقطه نظر اين آلبوم برترين اثر دث متال دو دهه 80 و 90 شناخته می شود. پايان اين آلبوم، با بهره گيری از صدای محزون گيتار آكوستيك و سولوی گيتار الكتريك، كه مرثيه ای در غالب موسيقی می ماند كه مو را بر اندام شنونده راست می كند. 
پس از اجرای كنسرت های آلبوم نمادين چاك شلداينر تصميم به آغاز پروژه جديدی با عنوان Control Denied می گيرد و از دو نوازنده گمنام و در عين حال قدرتمند با نامهای شانُن هَم Shannon Hamm و ريچارد كريستی Richard Christy در كنار تيم آيمر Tim Aymar خواننده هزار صدای گروه Psychoscream و استيودی جورجو، بيسيست افسونگر متال بهره می گيرد. در واقع كنترل دينايد يك گروه پاور متال Power Metal است كه ساختار موسيقيايی آن بسيار به دث شباهت دارد و با اين وجود، ازالِمان های موج نو هوی متال انگليسی (N.W.O.B.H.M) نيز انباشته است. كنترل دينايد با ضبط قطعه ای به نام هنگامه وضوح خود را به ثبت می رساند. ولی ناگهان چاك كار را متوقف می كند چرا كه نشانه های تولد آلبوم ديگری از دث را در روح خود در می يابد. او از نوازندگان كنترل دينايد می خواهد تا برای ضبط اين شاهكار، وی ر ا ياری كنند. اسكات كلندن Scott Clendenin جای خالی استيو دی جورجو را كه در آن زمان، مشغوليات خود را دارد، پُر می كند. و چاك خود خواندن آوازها را به عهده می گيرد. آوای پايداری The Sound of Perseverance با اصولی ترين و علمی ترين شكل آهنگسازی، اشعاری و متأثر از افكار فريدريش ويلهم نيچه، فی الواقع آخرين آلبوم دث است. در دفترچه آلبوم، چاك، آخرين اثرش را به همه كساني كه روياها و خواسته های مثبت دارند تقديم می كند و بار ديگر از هوادارانش ميخواهد كه به جای شايعات از موسيقی حمايت كنند و به كسانی كه در عناصر منفی غرق شده اند هشدار می دهد كه به خود بيايند و تفاوت زنده بودن با وجود داشتن را دريابند. پشت جلد دفترچه جمله ای از كتاب فراسوی نيك و بد اثر نيچه نقش بسته.
و روی جلد به نقاشی زيبايی كه نشان دهنده مغاك است آراسته شده. هر آهنگ اين آلبوم می تواند ذهن شنونده را برای مدتی طولانی به خود مشغول كند و در پايان هنگامه وضوح منتهی با اجرای دث فرجام دهنده افسانه دث می شود. چاك در پايان اين آهنگ، با احساسی شگرف و هول انگيز خدا را صدا می زند و از او پاسخ می طلبد. اين قسمت كه در شعر آهنگ نگاشته نشده بود هنگام ضبط به وقوع می پيوندد و همگان را در استوديو متحير و ميخكوب می كند. پس از آن چاك با اجرای آهنگ مسكن Painkiller اثر جوداس پريست Judas Priest تعلق خاطر خود به گروه های متال نسل اول را به اثبات می رساند گرچه هارمونی هايی كه او استفاده می كند به مراتب قوی تر و استادانه تر از اجرای خود جوداس پريست است.
چاك در قطعه قصه ای بهر گفتن انگار از آنچه در انتظار اوست با خبر است:
هنگاميكه حقيقت را ميچشی همانند ديگران درخواهی يافت كه برای تو من ماضی ام قصه ای بهر گفتن، باز گويش كن! و هنگامی كه درگير كنسرتهای آلبوم است، يك روز دردی در ناحيه گردن خود احساس می كند. در آغاز آنرا جدی نمی گيرد ولی با طولانی شدن درد و مراجه به دكتر در می يابد كه دارای نوعی تومور مغزی بدخيم است. او بلافاصله تحت معالجه قرار می گيرد و زمانی كه علايم بهبودی را در خود می بيند، شروع به نوشتن آلبومی می كند. هنر شكننده وجود The Fragile Art Of Existence در نوع خود شاهكاری است كه در عين تازگی، مهر تاييدی نيز بر آلبومهای دث خصوصا آوای پايداری می زند.
درست هنگامی كه زندگی، بدون نقص به نظر می رسد چيزی پيش می آيد و ما را از پا در می آورد.
پايان قسمت چهارم...
| لینک | یکشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی |
بررسی موسيقی Chuck Schuldiner (قسمت سوم)
درمان روحانی Spiritual Healing به تهيه كنندگی اسكات برنز Scott Burns ضبط می شود. چاك می گويد: درمان روحانی، نشانگر آوايی است كه می توان از دث متال توقع داشت، هنگامی كه تأكيد بر عمق موسيقيايی اثر و غنای اشعار فراتر از مزخرفاتی چون شيطان پرستی است و من معتقدم با اين آلبوم می توان نظر بسياری از مردم را نسبت به اين موسيقی تغيير داد. چاك در قطعه هيولای زنده Living Monstrosity سخن از مادران معتادی می راند كه فرزندان معتاد به دنيا می آورد و در اعماق ذهن Within The Mind از قدرت و قوای فردی انسان و اعتماد به نفس سخن می گويد. يكبار ديگر اتفاق بد هميشگی حادث می شود. تری باتلرTerry Butler و بيل اندروز Bill Andrews دث را ترك می كنند و جيمز مورفی برای ضبط آلبوم دليل مرگ Cause of Death به آبيچواری Obituary می پيوندد. رسانه ها شروع به شايعه پراكنی راجع به شلداينر می كند. زمانی كه نيروی درونی او به ياريش می آيد تا آلبوم بشر Human را تكميل كند، چاك در دفترچه آلبوم از كسانيكه كه از موسيقی حمايت می كنند نه از شايعات، قدردانی می كند. بشر نقطه عطفی در همه تاريخ دث متال محسوب می شود. ضمن آنكه نخستين آهنگ بدون كلام دث در اين آلبوم جای می گيرد و اشعار مجموعه از ادبياتی قويتر و عميقتر نشأت گرفته است: تقاضای مرگ با وقار، آيا چيز زيادی برای خواستن است؟ و در آهنگ چهره پنهان به مردمی كه از اعتمادها سوء استفاده می كنند حمله می كند: آسيب پذير بخاطر اعتماد، حيات هزار توی معماهاست، هديه مردمانی كه چهره ای پنهان دارند. در آهنگ سياره های متروك همچون يك پيشگو، از ويرانی نسل بشر بدست خويش شكايت می كند: گذرگاههای افكارمان را محدود ساخته اند، آيا آنها تمثيل ارتجاعند؟ و در آهنگ از ميان روياها نظاره كن ،اشاره ای انديشمندانه به نكته ی دارد كه توضيح آن در سروده او براحتی آشكار است: چشمانت را ببند و دمی تصور كن هستی ات را بدون هر آنچه كه با چشمان باز، بی ترديد پذيرفته ای. 1993 چاك با خلق الگوهای افكار فردی Individual Thought Patterns افقهای تازه ای به روی دث متال می گشايد. با اين آلبوم، دث متال به درجه ای از تعالی موسيقيايی می رسد كه برخی منتقدان به دنبال نام تازه ای برای اين سبك می گردند. ريتمهای بسيار پيچيده، بيس هنرمندانه استيو دی جورجوSteve Di Giorgio و آكوردهای Open E موسيقی اين آلبوم را حتی قراتر از بشر می برد. گرچه برای گوش ناآزموده موسيقی اين آلبوم خشونت آلبومهای قبل را ندارد، ليكن فريادهای خشمناك چاك شلداينر كه به عقيده بسياری بهترين آواز او در ميان آلبوم هايش به حساب می آيد، به هيچ وجه روی جنون جاری در موسيقی دث را كم رنگ نمی كند. در اين زمان، چاك شلداينر بسيار درگير فلسفه و روان شناسی است. او كه اوقات فراغت خود را به رسيدگی گل هايش و بازی با دو سگ خود، هايدی و باستر كه همواره آنها را جزء مهم ترين علائق زندگی اش می دانست، می گذراند، ساعات شب را صرف مطالعه فلسفه و ارتباط عميق موسيقی با روانشناسی سپری می كند. چاك با الكس وبستر Alex Webster كه برای نزديكی به او كنيبال كورپس Cannibal Corpse را از نيويورك به فلوريدا آورده بود در بسياري از يافته ها همسو و هم نظر است. گرچه پاره يی از تفكرات كه ذهن وبستر را به خود مشغول داشته همچون خام خواری و ترك گوشت همانند پيروان بيرمينگامی دث متال، كركس Carcass، كه نفرت خود را از گوشت خواری در آلبوم زياده سخن گفتن از مضرات Descanting the Insalubrious همچون مانيفستی كه شباهت بسيار آن با فوايد گياهخواری صادق هدايت قابل توجه است، خيلی بر چاك تأثير نمی گذارد. ليكن نظريه مغاك نيچه، كه نه تنها در دوران پروتو متال (1983 - 1969) كه در دوران مدرن (1988 - 1983)، پست مدرن (1966 - 1988) و حتي در دوره ارگانيك (1997) بانی پديدار شدن اين موسيقی كه به طور مستقيم اشاره به مرگ و زجر كشيدن دارد، است. به قول خود او بر ذهنش خالكوبی می شود. پايان قسمت سوم...
| لینک | جمعه ٧ شهریور ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی |
بررسی موسيقی Chuck Schuldiner (قسمت دوم)
2 جولای 1986، چاك وكريس در يكی از استوديوهای كامبت در فلوريدا، شروع به كار می كنند ولی به دنبال معايب و ضعفهای استوديوی فلوريدايی بلااجبار به استوديوی موزيك گرايندر Music Grinder در كاليفرنيا نقل مكان می كنند. به فاصله چند روز چاك و كريس آلبوم را ضبط می كنند و كار ميكس آلبوم را به رندی برنزRandy Burns واگذار كرده و به خانه باز می گردند. هنوز ميكس آلبوم به پايان نرسيده كه چاك و كريس با گيتاريستی به نام جان هندJohn Hand آشنا می شوند. اين دوستی به قدری پيشرفت می كند كه آنها تصميم می گيرند عكس جان را، گرچه هيچگاه حتي يك نت با دث ننواخت، پشت جلد صفحه نخست خود در كنار عكسهای خود چاپ كنند. ماه مه 1987، آلبوم (زخم خونين را فرياد كن)Scream Bloody Gore عرضه می شود و توجه منتقدان را به شدت جلب می كند. چاك شلداينر در اين آلبوم آهنگساز، شاعر، گيتاريست، نوازنده بيس، خواننده و حتی طراح جلد صفحه و لوگوی گروه است. پس از موقعيتی كه اين آلبوم به دست می آورد سه نفر از گروه فلوريدايی مَسِكِرMassacre از جمله ريك رز، به چاك می پيوندند تا اولين تور گروه را راه اندازی كنند. طی كنسرتی كه اين گروه در ميلواكی می دهد، سه آهنگ جديد نيز به نامهای (مرده متولد شده) Dead Born ، (تابوت باز) Open Casket و (پريز را بكش يا بعبارتی خود را رها ساز)Pull the Plug كه نشان دهنده جا افتادگی و پختگی گروه بود نيز به مردم معرفي می شود. آوريل 1988، دث در استوديوی موريساند فلوريدا Morrisound كه پاتوق بزرگترين گروههاي دث متال (موربيد انجل Morbid Angel،كنيبال كورپس Cannibal Corpse و ناپالم دث Napalm Death) به حساب می آيد و با راهنمائیهای دن جانسون Dan Johnson آلبوم دوم خود، (جذام)Leprosy را می آفريند. جذام كه همچنان در مكتب Slayer/Venom ساخته شده بود تأكيد بيشتری بر پاساژهای ملوديك (كه بعدها تبديل به امضاي دث شد) دارد. اين اثر همانند بمبی در جنبش زيرزمينی متال منفجر می شود و تأثير بسزايی بر گروههای دث متال اروپايی همچون انتومبدEntombed و ناپالم دث می نهد.

3 اشعار آلبوم به قدری زيبا و عميق بود كه توجه همه صاحب نظران اشعار راك را بر می انگيخت و شيوه نواختن درام (اجرای نت های چهارلاچنگ با تمپويی بالاتر از 240 روی درام Snare) درامرهای جز را متعجب می كرد. قطعه (تو رنج می كشی) مشتمل بر دو گيتار، يك گيتار بيس، درام، فيد بك آمپلی فايرها و شعری به غايت فلسفی، با همكاری جان زرن John Zorn كه (پير جز) لقب گرفته بود، نواخته شد.در Bands by Night گزارش شده است كه متاليكا با شنيدن كل اين آلبوم در يك مهمانی، به مدت يك ساعت هيچ حرفی با يكديگر نمی زنند!!!. جذام سرشار از مفاهيم عميق است.هر قطعه اين مجموعه به گونه غريبی بيانگر واقعيات هولناكی است كه بسيار مشوش كننده تر از داستانهای تخيلی خون آشامها و زامبيهاست.
اشعار اين آلبوم بگونه ای هنرمندانه اشاره به مضامينی چون جنگ افروزی، مرگ ترحم، مرگ انسانيت ، ارتجاع سياه و عدم اطلاع از زندگانی پس از مرگ در قالب استعاراتی مانند جذام و... دارد. با اين حال اعضای گروه بار ديگر چاك را تنها می گذراند. او كه همواره از يك سو درگير مسائل فكری خود است، هرازگاهی بايد زجر تنها ماندن را تحمل كند. پناه او طبيعت، دريا، گلهايش و خانه و خانواده اش است. خوشبختانه همواره نوازندگانی كه او را تحسين می كردند و همراهی او برايشان به رويايی می مانست به ياريش می شتافتند. همچون جيمز مورفی James Murphy گيتاريست نابغه فلوريدايی كه با هر گروهی همنوازی كرده موجب ارتقای كلی در موسيقی آن گروه بوده است. در روزهای واپسين سال 1989چاك شلداينر نااميد از ريك رز كه علاقه ای به ارتقا و يشرفت نشان نمی داد به ستوه آمد و سرانجام جيمز مورفی را جايگزين او كرد.
پايان قسمت دوم...
| لینک | چهارشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی |
بررسی موسيقی Chuck Schuldiner (قسمت اول)
از زمانيكه هنوز پانزده سال بيشتر نداشت در آن روزها، چاك شلداينر Chuck Schuldiner با همكاری دو هم مدرسه ای به نامهای ريك رز Rick Rozz و كم لی Kam Lee گروه منتس Mantas را تشكيل داده بودند. در زمانی كه دنيای متال با ظهور گروههايی چون متاليکا Metallica و اسلير Slayer به سمت و سوی تكامل می رفت، در غرب ايالات متحده گروه پازسد Possessed نوع ديگری از متال را ابداع كرد كه امروزه می توان آنرا در زمره Death Metal دث متال جای داد. با اين وجود مجموعه چهارآهنگی منتس كه عنوان مرگ با متال را بر خود داشت، موقعيتی هم ارز با پازسد برای منتس اما در شرق امريكا به ارمغان آورد. بعدها شلداينر از آنروزها به تلخی ياد می كند:
"موقعيت مكانی برای اجرای اين نوع موسيقی غير ممكن بود، مردم به چسم تحقير به ما می نگريستند و گروه های ديگر ساكن ارلاندو Orlando گمان می كردند ما زباله خالص هستيم. البته آن روزها ما خيلی پر سرو صدا بوديم ولی داشتيم دث متال را پايه گذاری می كرديم و البته فهمش براای همه سنگين بود."
اين عدم حمايت از چاك و گروهش، سرانجام به فروپاشی منتس منجر شد. در 1984، چاك با روحيه ای فولادين گروه جديد تشكيل داد و نامش را مختصر و پر مفهوم، مرگ Death نهاد. در ابتدا نمی دانست كه گروه را در تامپا يا كاليفرنيا مستقر كند، ضمن آنكه عشق او به مادرش مانع از دل كندنش از فلوريدا بود. در سال 1985، درست پس از هجدهمين سالروز تولدش، رز و لی را به كمك فرا خواند تا آلبوم حكومت ترور Reign of Terror را خلق كند. شلداينر به سادگي در خصوص اين آلبوم مي گويد:
"اين بار موسيقی ما حتی سنگين تر از قبل شده بود به طوری كه فرا سوی ادراك بود."

نهم مارس 1985، چاك، ريك و كم اين فرصت را می يابند تا يك دموی استوديويی ضبط كنند. مرگ جهنمی Infernal Death آخرين دموی اين تيم بود. در همان موقع اسكات كارلسون Scott Carlson نوازنده بيس اهل ميشيگان توجه چاك را به خود جلب كرده بود، به طوری كه چاك در مورد او گفته بود: اسكات براستی يك قاتل است. بدين ترتيب اسكات به ارلاندو می آيد و گيتاريستي به نام مت اليوو Matt Olivo را (كه تجربه هم نوازی با او را در جنوسايد Genocide به دست آورده بود) به همراه خود می آورد. ولی تنهايی چاك و نبود نوازنده درام، دث را بلاتكليف به حال خود رها می كند. اسكات و مت به ميشيگان باز می گردند و چاك را اندوهگين اما سرشار از روحيه تنها می گذارد.
سپتامبر 1985، چاك به قصد همكاری با اريك برشت Eric Bresht نوازنده درام گروه DRI كه آن روزها در رويای خلق سريعترين نوع اسپيد متال بود به سانفرانسيسكو باز می گردد. اين همكاری چنگی به دل چاك شلداينر نمی زند و در نهايت با بازگشت او به فلوريدا در ماه دسامبر، خاتمه می يابد. در همان روزها، گروه اسلاترSlaughter طی يك تماس تلفنی از وی دعوت می كند تا برای ضبط آلبوم استراپادو Strappado به آنها در تورنتو ملحق شود. چاك به ناچار می پذيرد و ژانويه 1986 تمرينات را با اسلاتر آغاز می كند. گرچه نوازندگی در يك گروه برای او لذت بخش است، بار ديگر نياز به بيان ايدها و ديدگاههای درونی در قالب موسيقی به سراغ او می آيد. او كار را نيمه تمام رها می كند و به سانفرانسيسكو می رود تا با كريس رايفرت Chris Reifert ملاقات كند. در آوريل آن سال چاك و كريس يك دمو شامل سه آهنگ Mutilation ضبط می کنند. اين دمو نظر استوديوی كامبت Combat را جلب می كند به طوری كه به دث فرصت داده می شود تا يك آلبوم كامل را تنظيم و اجرا كند.
پايان قسمت اول...
| لینک | دوشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٢ - حمیدرضا ملاهادی |

